خاطر اينكه او را بر فطرت طرفدارى از عرب و تعصّب داشتن نسبت به آنان آفريده ، و او را از پيوستن به گروه شعوبيه مبرّا ساخته ، سپاس مىگويد .
آنچه گفته آمد آثار دانش فارسى ابو عبيده بود و چيزى كه باقى مىماند اين است كه با دانش عربى او آشنا شويم . ابن قتيبه در كتاب خود ، « المعارف » ، درباره او مىنويسد :
بيگانگى ابو عبيده با عرب و اخبار وقايع آن محسوستر بود . سيرافى مىگويد : ابو عبيده داناترين مردم به انساب عرب و جنگهاى آنان بود . او كتابهاى بسيارى دربارهء تاريخ و جنگهاى عرب دارد ، مانند كتاب مقاتل الفرسان ، و نيز كتابهايى دربارهء جنگهاى معروف عرب نوشته است .
مبرّد ، اصمعى و ابو عبيده را با يكديگر مقايسه مىكند و مىگويد : ابو عبيده و اصمعى قهرمانان شعر و غرائب معانى بودند ، ولى ابو عبيده در علم انساب بر اصمعى برترى داشت و اصمعى در علم نحو از ابو عبيده داناتر بود .
ابن مناذر ، دانش لغويون بزرگ قرن سوم هجرى را مقايسه مىكند و عقيده دارد كه اصمعى به يك سوم لغات و ابو عبيده يك دوم لغت و ابو زيد دو سوم آنها را پاسخ مىدادند . اين سخن ابن مناذر بر خلاف ظاهرش تفسير شده است و گفتهاند : منشأ اين تفاوت ، كمى و زيادى دانش آنان نبوده ، بلكه منشأ آن وسعت فراگيرى و حفظ و اظهار نظر در لغت و محدوديت در اين مورد بوده است ، برخى از آنان مانند اصمعى در امر فراگيرى لغت دچار زحمت و فشار بودند . ابو عبيده - چنانكه ابو الطيب گويد - از ميان اين سه نفر داناترين آنها نسبت به جنگها و اخبار عرب ، و جامعترين فرد در علوم عربى بود ، فرّاء دربارهء ابو عبيده مىگويد : او كاملترين مردم و داناترين آنان به جنگهاى عرب و مذاهب آنهاست .
از ابو عبيده نقل شده است كه مىگفت : در جاهليت و اسلام هيچگاه دو اسب سوار ، باهم روبهرو نشدهاند ، جز اينكه من نوع اسب آنها و سواركاران آن دو را مىشناسم و اين سخن باوجود اغراقآميز بودنش بدون ترديد ، نشاندهنده دانش وسيع او نسبت به اخبار عرب است .
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: مصطفى الصاوي الجويني
ص٩٢