تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
عثمان بن يحيى بن زكرياى لؤلؤى ، استاد ابو عبيده و ابن سلام جمعى بوده است و اين دو شاگرد ، اشعارى را از استادشان ( ابان ) نقل كرده‌اند و نيز مفاد خبر ديگرى كه ياقوت نقل مىكند چنين است : ابو عبيده لغت را از يونس بن حبيب و أبو عمرو بن علاء فراگرفت و او اين خبر را به هشام بن عروة اسناد داده است . ليك ، اين گفتارها ، وسعت دانش و اطّلاعات ابو عبيده را تاييد مىكند و براى ما همين بس است كه جاحظ دربارهء او مىگويد : « در ميان أصحاب اجماع و ديگران ، فردى داناتر از او در همه علوم نبود » سخن يزيد بن مرة ديدگاه جاحظ را بيشتر تأييد مىكند آن‌جا كه مىگويد : « از ابو عبيده دربارهء هيچ دانشى سؤال نمىشد ، مگر اين‌كه سؤال‌كننده گمان مىكرد وى به علوم ديگر آشنا نيست و به هيچ علمى بيشتر از اين علم نپرداخته است . » اگر به نخستين منابع دانشها و مهارتهاى ابو عبيده مراجعه كنيم ، او را به سه منبع وابسته خواهيم يافت : 1 - فرهنگ يهود كه آن را از نياكانش به ارث برده بود . 2 - فرهنگ ايرانى كه آن را در وطنش آموخته بود . 3 - سرانجام ، دانش عربى كه براى تحصيل آن تلاش كرد تا اين‌كه به آن شهرت يافت . اگر تمام كتابهاى ابو عبيده سالم و دست‌نخورده مانده بود ، قادر بوديم ، ابعاد شخصيت علمى او را به روشنى به تصوير كشيم . بنابراين ، براى ما به آسانى مقدور نيست از ميزان دانشى كه وى از ناحيهء يهود به دست آورده است ، آگاه شويم و به عنوان مثال همين دانش را در كتاب مجاز القرآن وى كه كاملا خالى از اسرائيليات است ، توضيح دهيم و ياقوت حموى نيز تمام تأليفات ابو عبيده را بيان نكرده است و درميان كتابهايى هم كه از او به ثبت رسانيده ، كتابى كه در زمينهء اسرائيليات تأليف كرده باشد ، وجود ندارد . ليك در مورد دانش ايرانى ابو عبيده ، آثار و شواهدى در دست است كه نشان‌دهندهء دانش اوست . البته ، بسيار در آن غلو شده است . چه ، مىگويند : او اين دانش را در