مفسران روايى محدود ساخته است ، زيرا او مطالب و شأن نزولهايى را كه در تفاسير آنها ، نقل شده ، بيان مىكند .
7 - فرّاء با معتزله دمساز بود ، و شما - به سبب جانبدارى او از مكتب اعتزال - مىبينيد كه وى به آزادى ارادهء انسان در تفسيرش گرايش دارد . ليكن تفسير او نه لجاجت كلامى را در خود دارد و نه بىپايگى تأويل را بلكه تفسير او ، تفسيرى ساده و بىآلايش است . و در تفسير آيهء :
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها
، « 1 » مىگويد : يعنى خداوند راه خير و شر را به نفس آدمى معرّفى كرد ، و اين آيه نظير آيهء :
وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ
« 2 » ، « و او را به خيروشر هدايت نموديم » ، است .
فرّاء در تفسيرش آيات مربوط به صفات پروردگار را به گونهاى شرح مىدهد كه هيچ عقيدهاى را مخدوش نمىسازد . او در تفسير آيهء :
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
« 3 » ، مىگويد :
يعنى در وفاى به عهد دست خدا بالاى دست آنهاست .
بنابراين ، شيوهء فرّاء در تفسير ، پيش از هر چيز بر فرهنگ اصيل عرب استوار است ، فرهنگى كه مؤلفههاى آن از اولين كتاب عربى يعنى قرآن و پس از آن ، حديث الهام مىگيرد و در مرحله بعد بر تفاسير منقوله از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و صحابه و تابعين متكى است .
سپس زبان ادبيات و تاريخ عرب را مىتوان نام برد كه فرّاء با تكيه بر همهء اينها و اهتمام و توجه او در قدم اوّل به تصحيص قرائت و ضبط صحيح آن ، به تفسير آيات قرآن مىپرداخت . او در درك اسرار زيبايى سخن در بيان قرآنى از ذوق سليم عرب برخوردار بود .
هامش
( 1 ) - شمس / 8 .
( 2 ) - بلد / 10 .
( 3 ) - فتح / 10 .