ب : فرّاء در توجيه معنوى قرائت از يكى از وسايل مهمّ تفسير يعنى از شأن نزول آيات كمك مىگرفت . به عنوان مثال ، آيهء :
أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ
، را يحيى بن وثاب و ابو جعفر مدنى ، أليس اللّه بكاف عباده ، به لفظ جمع قرائت كردهاند ، در حالى كه ديگر مسلمانان آن را به لفظ مفرد ( عبده ) خواندهاند ، و فرّاء در تفسير قرائت مسلمين بيان مىكند كه قريش به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله گفتند : آيا نمىترسى كه خدايان ما تو را به خاطر نكوهش از آنها ، بفريبند ؟ آنگاه خداوند متعال اين آيه را نازل كرد :
أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ
« 1 » ، « آيا خدا براى حفظ و نجات بندهاش - محمّد صلّى اللّه عليه و إله بسنده نيست ؟ » پس چگونه تو را از غير او مىترسانند ؟
سپس فرّاء با نگرش كلى به داستانهاى قرآن ، قرائت ديگر را توضيح مىدهد و مىگويد : كسانى كه « عباده » خوانده ، گفتهاند : مقصود از اين واژه پيامبرانند كه امّتهايشان آنان را تهديد مىكردند ، چنانكه قرآن سخن قوم هود را نقل مىكند كه به او گفتند :
إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ
« 2 » ، « تنها چيزى كه دربارهء تو مىگوييم اين است كه بعضى از خدايان ما به تو زيان رساندهاند » ، پس خداوند متعال كه فرموده : أليس اللّه بكاف عباده ، منظور از « عباد » محمّد صلّى اللّه عليه و إله يا پيامبران پيش از اويند و هر دو قرائت درست است .
3 - فرّاء و علم نحو الف : فرّاء گاهى براى زيبايى معناى لفظ يك نوع قرائت را نيكو مىشمرد . او در مورد آيهء :
وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ
« 3 » ، « و آسمانها پيچيده در دست اوست » مىگويد :
رفع سموات به باى بيمينه است و گويى خداوند فرموده : و السّماوات فى يمينه « 4 » و در اين صورت بهتر اين است كه مطويّات ، منصوب و حال باشد .
هامش
( 1 ) - زمر / 36 .
( 2 ) - هود / 54 .
( 3 ) - زمر / 67 .
( 4 ) - ظاهرا مراد اين است كه رفع « سموات » به وسيلهء متعلق جارّ و مجرور است و در اصل استقرّت السموات فى يمينه بوده است . م .