است ، و دليل اينكه فرّاء قرائت اجماعى را ترجيح مىداد و بهتر مىدانست اين بود كه به اعتقاد وى قاريان از محدّثينى پيروى مىكنند كه به تأويل قرآن داناترند .
ب : فرّاء معتقد بود ، قرائتى درست است كه موجب تغيير معنا نشود ، ولى او براى حفظ امانت علمى دوست داشت كه اعلان كند ؛ كسى تاكنون چنين قرائت نكرده است .
به عنوان مثال ، در مورد آيهء :
الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ
، مىگويد : يحيى بن وثاب « كبير » خوانده و از ابن عباس نقل شده كه منظور از « كبير الإثم » ( گناه بزرگ ) شرك است و اين تفسير با قرائت كسى همخوانى دارد كه آن را به صورت مفرد خوانده است .
ولى عموم قرّاء ، كبائر الإثم و الفواحش ؛ قرائت كردهاند ، آنان « كبائر » را شىء كلى در نظر گرفتهاند با اينكه در اصل يك چيز است . به نظر من [ - فرّاء ] كسانى كه « كبائر » قرائت كردهاند بهتر است « الفواحش » را جرّ دهند ، يعنى آن را به كسر ( الفواحش ) بخوانند ، زيرا عموم قرّاء آن را به فتح خواندهاند ، تا « كبائر » به مجموع الإثم و الفواحش ، اضافه شده باشد ، سپس مىگويد : كسى را از قرّاء نديدم كه « الفواحش » را به كسر بخواند ؟
2 - چنانكه گفتيم فرّاء به خاطر تأثير مهمّ قرائتها در معنا به آنها اهميت مىداد .
الف : ازاينرو ، فرّاء هميشه دوست داشت قرائت را از لحاظ معنوى توجيه كند و درپى قرائت ، زيبايى معنا و حلاوت مضمون را نمايان سازد و ما اين مطلب را در ضمن مثال دنبال مىكنيم : خداوند متعال فرموده :
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي
« 1 » ، « به آنها بگو : آنچه را به جاى خدا پرستش مىكنيد ، به من نشان دهيد . . . » . سپس فرموده :
ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ
، « چه چيزى از زمين را آفريدهاند ؟ » و نفرموده : ماذا خلقت و ماذا خلقن ، زيرا منظور خداوند بتهايند و از آنجا كه آنها نيز مانند سلاطين و ديگران مورد خطاب ، ستايش ، مراجعه و تعظيم قرار مىگرفتند ، آنها را به منزلهء انسان قرار داده است . فرّاء برحسب قرائت ابن مسعود بر اين معنا تأكيد دارد و مىگويد : عبد اللّه بن مسعود من تدعون من دون اللّه ، قرائت كرده و از بتها تعبير به « من » كرده است و در اين تعبير ، بتها در گفتار و كردار بهطور آشكار به انسان تشبيه شدهاند .
هامش
( 1 ) - احقاف / 4 .