تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
ب : فرّاء گاهى در تحقيق و بررسى صنعت نحو ، درپى بيان وجوهى برمىآيد كه ناخودآگاه موجب فاسد شدن معنا مىشود و در مورد آيهء :
فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ
« 1 » ، « خدا را پرستش كن و دين خود را براى او خالص گردان » مىگويد : الدّين منصوب است به مخلصا ، سپس وجه ديگرى بيان مىكند كه در آن ، الدّين مرفوع به « له » است و مخلصا لازم است نه متعدّى و گويى چنين است : اعبد اللّه مطيعا فله الدّين ، ولى اين توجيه نحوى سياق معنا را بر هم مىزند ، بلكه مىتوان گفت : موجب تكرار معنا مىشود بدون اين كه چيزى بر آن بيفزايد ، زيرا آيهء بعد كه مىفرمايد :
أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ
، معنايش كاملا همان است كه فرّاء در قرائت به رفع اراده كرده است . بنابراين ، اگر او به سياق بين دو آيه توجه مىداشت ، وجه دوم را ياد نمىكرد . ج : به رغم اين‌كه ديدگاههاى نحوى فرّاء منابعى دارد كه از آن گرفته شده است ، امّا گاه نظريه‌اى را از او مىبينيم كه بسيار جالب است . به عنوان مثال در مورد آيهء :
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ
. . .
نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ
« 2 » ، « هنگامى كه انسان را زيانى رسد ، پروردگار خود را مىخواند . . . ولى هرگاه نعمتى به او عطا شود كسى را كه مىخواند به فراموشى مىسپارد » مىگويد : مقصود از « ما » خداوند متعال است . او سپس گفتگويى را دربارهء به كار رفتن « ما » به جاى « من » مطرح مىكند : اگر بگوييد چرا قرآن نسى من كان يدعوا ؛ نگفت ؟ پاسخ اين است كه لفظ « ما » گاهى به جاى « من » به كار رفته است . چنان‌كه خداوند متعال فرمايد :
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ * لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ * وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ
، منظور از « ما » در ما أعبد خداوند متعال است . خداوند در جاى ديگرى مىفرمايد :
فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ
؛ كه به جاى « من » لفظ « ما » به كار رفته است . و نظير اين است آيهء :
أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ
؛ يعنى لمن خلقت . ممكن است منظور از « ما » در
نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ
چيزى باشد كه به خاطر آن چيز قبلا خدا را مىخواندند . به‌هرحال شما مختاريد كه ضمير إليه را به « ما »
هامش
( 1 ) - زمر / 2 . ( 2 ) - زمر / 8 .
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 81 | مصطفى الصاوي الجويني / موسى دانش / حبيب روحانى