برگردانيد يا به « من » كه هر دو وجه صحيح است و چنانكه مشاهده مىشود بنابر هر دو وجه معنا زيباست ، هرچند به گفتهء فرّاء ، بنابر وجه دوم ، معنا شيرينتر است ، زيرا آيه به خواستهء مردم اشاره دارد و حالت حسرت و زارى و خوارى آنها را در روزى كه انسان فراموشكار به خاطر زيانهايش به خدا پناه مىبرد ، مجسم مىسازد .
4 - حقيقت اين است كه فرّاء مرد معنا بود و در آن دقت مىكرد و دقّت و تأمّل از كسى مانند فرّاء عجيب نيست ، زيرا هنر او انديشيدن دربارهء سخن است . او به اين پرسش كه : چگونه خداوند فرموده :
وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ
« 1 » ، « خداوند هرگز كفر را براى بندگانش نمىپسندد » ، در حالى كه آنها كافر شدند ؟ پاسخ مىدهد : تقدير آيه : لا يرضى أن يكفروا است ، يعنى خدا كافر شدن آنها را نمىپسندد ، نه اينكه اصل كفر را [ تا نگذارد كسى كافر شود ] .
5 - فرّاء دربارهء شيوهء قرآنى ، بررسيهاى جالب و اساسى داشت كه حاكى از هشيارى بسيار وى بود :
الف - او در بيان شيوهء آوردن ضمير در سخن خداى متعال :
فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً
« 2 » :
مىگويد : مقصود از « به » ، « بالوادى » ( در بيابان ) است ، هرچند قبلا ذكر نشده است و اين كاربرد جايز است ، زيرا گردوغبار تنها از مكان بلند مىشود هرچند نام آن برده نشده باشد . و هرگاه نام چيزى شناخته شود ، ضمير كنايه از آن آورده مىشود ، هرچند ذكرى از آن چيز به ميان نيامده باشد .
خداوند در سوره قدر مىفرمايد :
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
« 3 » ، « ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم » . اين آيهء ابتداى سوره است و در هيچ سورهء ديگرى ابتدا به ضمير نشده مگر پس از آنكه در آيات قبل ذكرى از مرجع آن به ميان آمده است ، مانند :
حم * وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ * إِنَّا أَنْزَلْناهُ . . .
؛ و در جاى ديگر خداوند مىفرمايد :
إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ
« 4 » ، « گفت من اين اسبان را به خاطر پروردگارم
هامش
( 1 ) - زمر / 7 .
( 2 ) - عاديات / 4 .
( 3 ) - قدر / 1 .
( 4 ) - ص / 32 .