تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
كرده بود ، ياد كرديم و گفتيم كه عدّه زيادى از شاگردان فرّاء از حضور در درس خوددارى مىكردند ، زيرا او نحو را به‌طور ساده و روان به افراد مبتدى آموزش مىداد و افرادى بودند كه نمىخواستند ديگران نحو را بياموزند و فرّاء چون چنين ديد ، بر املا كردن نحو پافشارى كرد و گفت : حتّى اگر دو نفر از شاگردانم در درس حضور يابند درس را املا خواهم كرد و به اين‌ترتيب شانزده سال به اين كار ادامه داد . او معتقد بود نبايد علم تنها در انحصار گروهى از مسلمانان باشد ، چرا كه زكات علم ، نشر و گسترش دادن آن است . از سوى ديگر ، اين اخبار بيانگر اين است كه علم فرّاء به قدرى مورد استقبال مردم قرار گرفته بود كه آنان براى به دست آوردن تأليفات وى بر يكديگر سبقت مىجستند و نويسندگان از آنها بهره‌بردارى مادى مىكردند . تذكره‌نويسان دربارهء زندگى فرّاء مىنويسند : او بيشتر در بغداد اقامت داشت و از اموالى كه به دست مىآورد ، مقدارى را ذخيره مىكرد و چون پايان سال مىشد به كوفه مىرفت و به مدت چهل روز در آن‌جا با خانواده‌اش به سر مىبرد و اموالى را كه گرد آورده بود در ميان خويشاوندانش تقسيم و به آنان احسان و نيكى مىكرد . و مىتوان گفت كه او با اين كار نيكش فردى متديّن و پرهيزگار بوده است . فرّاء ، گرچه به پاره‌اى از خصايل نيك آراسته بود ، ولى از آن‌جا كه هيچ انسانى بىعيب نيست ، ناگزير نشانه‌هايى از كاستى و عيب در او به چشم مىخورد و چنان‌كه نقل شده ، او فردى متكبّر ، خودبين و مغرور بود و نسبت به سيبويه دشمنى و تعصب زيادى داشت و در عين حال كتاب او را پيوسته همراه داشت و در نحو بدان استناد مىكرد . در شعر جز سه بيت از فرّاء نقل نشده و شايد او پس از ارتباط با خليفگان ، نتيجهء تجارب و عقايد خود را در قالب اين اشعار بيان داشته است :
لن ترانى تلك العيون بباب * ليس مثلى يطيق ذلّ الحجّاب
« چشمان مردم هرگز مرا بر در خانه‌اى نخواهند ديد . كسى چون من قدرت تحمل اهانت دربانان را ندارد » .