تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
خداوند استحقاق مزيد نعمت يابند و مستوجب پاداشى بزرگ شوند . نيز خداوند با توجه به اين‌كه در قرآن ، يادى از كسانى كرده است كه با شناختى كه خدا به آنها داده مورد نعمت الهى واقع شده‌اند و با توفيق عبادتى كه به آنها داده ، ايشان را مورد تفضّل خود قرار داده است ، به بندگانش فهمانده است كه تمام نعمتهاى آنها ، خواه دينى و خواه دنيايى ، از طرف خداست ، تا دلهاى خود را به او متوجه سازند و نيازهاى خود را از او بخواهند ، نه از غير او نظير بتها و خدايان باطل و با يادآورى آفاتى كه براى گناهكاران روا داشته و كيفرهايى كه به مخالفانش وارد ساخته ، بندگانش را از انجام دادن گناهان و روبه‌رو شدن با خشمش ترسانيده است ، زيرا اين كارها آدمى را به مسير گناهكاران و هلاكت كه سرانجام كيفرها و بلاهاست مىكشاند . اين است دليل طولانى شدن سخن در سورهء حمد و امثال آن در ساير سوره‌هاى قرآن و اين همان منطق رسا و برهان قاطع در قرآن مىباشد . « 1 » ز - شيوهء مجاز : مجاز در قرآن شيوه‌اى است كه گروههاى مختلف دربارهء آن بحث و جدالهاى فراوانى كرده‌اند و تصويرى گوناگون از آن در كتابهاى تفسيرى منعكس شده است و مىتوان نمونهء كاملى از اين‌گونه بحثها را در تفسير كشّاف زمخشرى جست و از طبرى نيز مىتوان اشاره‌اى را دربارهء اسلوب مجاز و به‌ويژه در مسائلى كه مربوط به افعال و صفات خداوند است مشاهده كرد . البته طبرى برطبق شيوهء برگزيدهء خود ، الفاظ را به معنايى تفسير مىكند كه در ميان عربها معروف است و در مشاجرات كلامى فرونمىرود . نمونه‌اى از مجاز را در بحث طبرى دربارهء اسلوب در آيهء :
ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ
مىتوان يافت كه مىگويد : « استواء » در سخن عرب به معانى زير مىآيد : الف - موقعى كه انسان در جوانى و نيرومندى به مرحلهء كمال خود برسد ، در اين وقت گفته مىشود : استوى الرجل : فلانى به مرحلهء كمال رسيد . ب - راستى و استوارى در امور و اسبابى كه كج و نااستوار بوده باشد ، چنان‌كه
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 65 - 66 .
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 499 | مصطفى الصاوي الجويني / موسى دانش / حبيب روحانى