و شرّ المنايا ميّت وسط اهله * كهلك الفتاة اسلم الحىّ حاضره
« دردناكترين مرگها ، مرگ شخص در ميان خانوادهاش مىباشد ، مانند مرگ دخترك جوانى كه خاندانش در بالين او حضور يابند و نوميدانه شاهد جان دادن وى باشند . »
كه منظور از شرّ المنايا منيّة ميّت وسط اهله مىباشد و لذا شاعر به فهم شنونده اكتفا كرده و لازم ندانسته كه آنچه را ترك كرده ظاهر كند ؛ و چنانكه رؤبة بن العجاج در شعر زير سروده است :
حارث قد خرجت عنّى همّى * فنام ليلى و تجلّى غمّى
« اى حارث حزن و اندوه از دل من بيرون شد ، پس شبم خوابيد و اندوهم بر طرف شد . »
شاعر ، خواب را به شب نسبت داده و مقصودش آن است كه خود خوابيده است .
چنانكه جرير بن الخطفى گفته است :
و اعور من نبهان أمّا نهاره * فاعمى و امّا ليله فبصير
« اين شخص يك چشم از قبيلهء نبهان است ، روزها به كلّى كور و در شب بيناست . . . . » شاعر كورى و بينايى را به شب و روز نسبت داده و منظور اتّصاف خود نبهان به اين دو صفت مىباشد . « 1 »
ح - شيوهء تشبيه : طبرى در شيوهء تشبيه مىكوشد كه با نقل روايات مختلف دربارهء معناى تشبيه ، از ميان آنها نظريهاى را برگزيند كه مورد اتّفاق و نيز باترتيب معنوى آيات ، همخوان باشد .
به عنوان مثال در آيهء :
وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً
« 2 » ، « مثل كافران در شنيدن سخن پيامبر و درك نكردن معناى آن ، همچون حيوانى است كه آوازش كنند و او ، از آن آواز ، معنايى درك نمىكند و فقط صدايى مىشنود . . . . » « 3 »
هامش
( 1 ) - همان ، ج 1 ، ص 108 .
( 2 ) - بقره / 171 .
( 3 ) - ترجمهء تفسير مجمع البيان ، ج 2 ، ص 162 . و تفسير نمونه از مجمع نيز نقل كرده است كه « ينعق » از « نعق »