تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
نسبت به آسمانها نيز جنبهء غير مادّى دارد و به معناى رفعت پادشاه و تسلط اوست نه به معناى انتقال [ از پايين به طرف بالا ] . امّا اين گوينده دربارهء هيچ امرى از اين امور چيزى نگفته است ، مگر اين‌كه شبيه آن را در جاى ديگرى ملتزم مىشود و اگر ترس طولانى شدن كتاب نمىبود ، خبر مىداديم كه چگونه گفتار هركس كه در اين مورد بر خلاف قول حق سخنى گفته است فاسد بوده ، هرچند همين مقدارى كه بيان كرديم براى شخص خردمند كافى است ، اگر خداوند بخواهد . « 1 » شايد اين مطلب ، آشكار باشد كه كوشش طبرى به عنوان يك مفسّر ، پيرامون معنايى متمركز است كه او را براى رسيدن به هدفش كمك كند ، امّا در عين حال سعى دارد توضيح دهد كه سخن قرآنى برطبق شيوهء سخن عربى است ، چنان‌كه درمورد آيهء
فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ
سؤال و جوابى طرح كرده ، مىگويد : اگر اشكال شود كه معناى آيهء :
فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ
، « پس بازرگانىشان سود نبرد » چيست ؟ آيا تجارت از چيزهايى است كه سود مىبرد يا زيان مىبيند و گفته مىشود : تجارت سود كرد يا ضرر كرد ؟ در پاسخ مىگوييم : معناى آيه اين است كه كافران در تجارتشان زيان بردند ، نه در كالايى كه خريدند يا فروختند ، امّا چون خداوند متعال در قرآن ، عرب را مورد خطاب قرار داده شيوه‌اى را پيش گرفته است كه عربها در بيانشان به كار مىبرند و چون نزد فصحاى عرب ، جملات : خاب سعيك و نام ليلك و خسر بيعك و از اين قبيل سخنانى كه شنونده مقصود گوينده را درك مىكند ، فصيح مىنمايد ، قرآن نيز با جملهء
فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ
با آنها به روشى سخن گفته است كه در مكالماتشان معمول مىباشد ، زيرا نزد عربها معلوم است كه سود ( و زيان ) در تجارت است چنان‌كه خوابيدن در شب ( يا روز ) است . ( نه تجارت چيزى است كه خود سود يا زيان ببرد و نه شب يا روز مىخوابند ، بلكه رعايت مجاز شده است ) پس به فهم مخاطبان اكتفا كرده و نگفته است : « فما ربحوا فى تجارتهم » كه معناى حقيقى آن است ، چنان‌كه شاعر گفته است :
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 145 - 150 .
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 501 | مصطفى الصاوي الجويني / موسى دانش / حبيب روحانى