وى با كتابى كه بر او نازل فرموده ، دنيايى از حقايق و معانى گردآورده است كه در هيچ كتابى از كتابهاى پيامبران پيشين و براى امت آنها جمع نكرده است ، زيرا هر كتابى را كه بريكى از پيامبران پيشين نازل كرده شامل بعضى از حقايق كلّى است كه كتاب پيامبر ما شامل همهء آنهاست . به عنوان مثال ، تورات تنها مواعظ و تفصيل آنها را دربردارد و زبور مشتمل بر حمد و ثناى خداست و انجيل نيز موعظه و تذكّر است ، و در هيچيك از آنها معجزهاى كه نشانگر راستگويى آنها باشد وجود ندارد ، امّا كتابى كه بر پيامبر ما محمّد صلّى اللّه عليه و إله نازلشده تمام اينها و نيز مسائل بسيارى كه ساير كتابها از آن خالى است در بردارد .
از شريفترين حقايقى كه قرآن ما به آن وسيله بر بقيّهء كتابها برترى دارد ، نظم و ترتيب عجيب آن و ساختار بىسابقهاى است كه سخنگويان زبردست از فراهم ساختن كوچكترين سوره همانند آن ، ناتوان بودند و از بيان نظم جزئى آن ، زبانآوران ، لال و در تنظيم و ترتيب آن ، شاعران حيران بودند و دانشمندان با همهء دانش خود از آوردن سخنى همانند آن عاجز ماندند و به قصور خود اعتراف كردند و چارهاى جز تسليم و اقرار به اين كه تمام آن از نزد خداى يكتاى با اقتدار است ، نداشتند . علاوه بر اينها حقايقى از قبيل تشويق و ترهيب و فرمان دادن و منع كردن و بيان داستان و مناظرات و مثلها و جز اينها در قرآن هست كه در كتابهاى آسمانى ديگر وجود ندارند .
بنابراين ، طولانى كردن سخن در قرآن نظير سورهء حمد ، به خاطر امورى بوده است كه در قبل يادآورى كرديم و آن اينكه خداوند اراده كرده است با توصيف شگفتانگيز از قرآن و نظم و ترتيب عجيب آنكه نه وزن اشعار دارد و نه چون سخنان كاهنان مسجّع است و نه مانند خطبههاى خطيبان و نامههاى بليغان است و از بيان همانند آن ، تمام مردم عاجز و از تنظيم نظير آن همهء بندگان ناتوانند ، دلايل نبوّت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله را در قرآن گرد آورد و آنچه از حمد و ثناى خدا در قرآن آمده توجّه دادن بندگان خداست به عظمت ، سلطه ، قدرت و بزرگى قلمرو حكومت او ، تا نعمتهاى معنوى او را به ياد آورند و بر نعمتهاى ظاهرىاش او را سپاس گويند و در مقابل ، از درگاه
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 498
مساهمون: مصطفى الصاوي الجويني
ص٤٩٨