الرَّحِيمُ
« 1 » ، مىگويد : بايد خردمندان در اين آيه و آيهء بعدش بينديشند كه چگونه خداوند با كوتاهترين سخن و رساترين دليل و لطيفترين معنا بر تمام كسانى كه به يگانگى او كافر شدهاند ، احتجاج كرده ، تا آنها را با برترى حكمت و سخن خود آشنا سازد . « 2 »
كَيْفَ وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبى قُلُوبُهُمْ وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ
« 3 » ، « چگونه پيمانشان ارزشى دارد در حالى كه اگر بر شما غالب شوند ، نه ملاحظهء خويشاوندى با شما را مىكنند و نه پيمان را ، شما را با زبان خود خشنود مىكنند ، ولى دلهايشان ابا دارد و اكثر آنها نافرمانبردارند . »
طبرى دربارهء ايجازى كه در اين آيه به كار رفته مىگويد : مقصود خداوند متعال از كلمهء « كيف » اين است كه اى مؤمنان چگونه اين مشركينى كه عهد خود را شكستهاند يا آنهايى كه شما با آنها پيمانى نداريد ، به عهد و پيمانى عمل خواهند كرد و حال آنكه اگر بر شما غلبه كنند خويشاوندى و پيمان را رعايت نمىكنند . خداوند كلمهء « كيف » را دليل براى تمام معانى كه پيش از آن بوده آورده است . در ميان عرب ، معمول است كه اگر حرفى پس از گذشتن معنايش تكرار شود فعلش را حذف مىكنند ، چنانكه شاعر گفته است :
و خبّرتمانى انّما الموت فى القرى * فكيف و هذى هضبة و كثيب
« شما دو نفر به من خبر داديد كه مرگ روستاها را فراگرفته است . پس چگونه مرگ در روستاهاست و حال آنكه آنها از كوههاى پهنشده و تپههاى شنى فراهم شدهاند ؟ » ( و در اين دو حالت كسى از مرگ نجات نمىيابد ) . در اين شعر بعد از كلمهء « كيف » فعل : يكون الموت فى القرى به قرينهء قبلى حذف شده است . « 4 » و نيز طبرى در ايجاز لفظ : « عليكم » بنابر اسلوب عربى در آيهء :
إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً
« 5 » ، « همانا خدا مراقب اعمال شماست . » مىگويد : مقصود آيه اين است كه خداوند پيوسته ناظر بر
هامش
( 1 ) - بقره / 163 .
( 2 ) - تفسير طبرى ، ج 2 ، ص 37 .
( 3 ) - توبه / 8 .
( 4 ) - همان مأخذ ، ج 14 ، ص 145 ، ط ، دار المعارف .
( 5 ) - نساء / 1 .