رسيدن به معناست و به اينترتيب ، در بحث اسلوب قرآنى بيشتر به معناى آن توجّه و اشاره مىكند . هدف از اختلاف در تعبيرات و صورتهاى گوناگون ، روشنتر شدن معانى است . بنابراين ، طبرى كه جهت معنا را ترجيح مىدهد ، نص قرآن را به گونهاى تفسير مىكند كه از ارتباط معناى لفظ قرآن با محيط عربى اطمينان حاصل شود و اين امر ، در مناقشهء زير كه طبرى به توضيح نظريات مختلف پرداخته و رأى خود را نيز ابراز داشته است ، آشكار مىشود .
طبرى مىگويد : اگر كسى بپرسد : چرا در آيهء :
. . . وَ جَعَلَ لَكُمْ سَرابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ . . .
« 1 » ، تنها كلمهء حرّ را ياد كرده و كلمهء برد را نياورده و حال آنكه لباس انسان را هم از سرما نگه مىدارد و هم از گرما و نيز قبل از اين جملهء :
وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبالِ أَكْناناً
، كوه را ذكر كرده و دشت را ذكر نكرده است ؟ در پاسخ اين اشكال ، به اختلاف سخن گفته شده و ما پيش از آنكه سخن حق را اظهار كنيم به آنچه ديگران گفتهاند مىپردازيم :
عثمان از عطا و او از پدرش نقل كرده است : قرآن برطبق شناخت مردم نازل شده ، مگر نمىبينى سخن خداوند را :
وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلالًا وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبالِ أَكْناناً
، و حال آنكه آنچه خداوند از دشتها براى مردم قرار داده از كوهها بزرگتر و بيشتر است ، امّا چون آنها مردمى كوهنشين بودند ( به همان اكتفا شده است ) و پيش از اين آيه خداوند فرموده است :
وَ مِنْ أَصْوافِها وَ أَوْبارِها وَ أَشْعارِها أَثاثاً وَ مَتاعاً إِلى حِينٍ
« 2 » ، « . . . و از پشم و كرك و موى آنها ( چهارپايان ) اثاث و كالا تا زمان معيّنى براى شما قرار داد . » با اينكه خدا از آنچه در اين آيه ياد شده چيزهايى مهمتر و بيشتر براى مردم قرار داده ، امّا چون آنها با همين كرك و موها آشنايى داشتهاند ، حق تعالى اينها را نام برده است . و نيز فرموده است :
. . . وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِيها مِنْ بَرَدٍ . . .
« 3 » ، « . . . و از
هامش
( 1 ) - اوّل آيه :وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ . . .« خداوند از آنچه آفريده براى شما ، سايهها و از كوهها پناهگاهها قرار داده و برايتان لباسها آفريده كه شما را از گرما ، حفظ مىكند و نيز لباسهايى كه حافظ شما در هنگام جنگ است . . . » ( نحل / 81 ) .
( 2 ) - نحل / 80 .
( 3 ) - نور / 43 .