تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
پيش آيد او را مىبينيم كه گاهى به نرمى و مدارا رفتار مىكند و زمانى بحث ، او را به شدّت به مشاجره و مجادله مىكشاند ، به‌ويژه زمانى كه اين مشاجره با ابو عبيده ، در كتاب مجاز او باشد زيرا در آيهء :
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
كه ابو عبيده قايل به تقديم و تأخيرشده ، نظريهء وى را نپذيرفته ، مىگويد : بعضى از بىخبران گمان كرده‌اند كه در اين آيه جملهء مقدم در معنا مؤخّر است ، چنان‌كه امرؤ القيس در شعر خود آورده است :
و لو انّ ما اسعى لأدنى معيشة * كفانى و لم اطلب قليل من المال
« اگر با كوشش خود به كمترين زندگى برسم ، اندكى از مال برايم كافى است و مال فراوانى طلب نمىكنم . » منظور شاعر اين است كه مال اندك مرا بس است و افزون طلب نيستم ، امّا اين معنا از اسلوب تقديم و تأخير نيست و نمونه آوردن براى آن از شعر امرؤ القيس نيز نابجاست ، زيرا ممكن است گاهى مال اندكى كافى باشد ، ولى انسان مال فراوانى را طلب كند . پس وجود مال به اندازهء كافى ، علت براى ترك افزون‌طلبى نيست ، تا همانند عبادت باشد كه وجود آن ، مستلزم معاونت بر آن است ، و برعكس ، وجود معاونت بر عبادت ، مستلزم وجود عبادت است و ذكر يكى از آنها دالّ بر ديگرى نيز هست . پس در صورتى تقديم يكى بر ديگرى درست است كه هركدام درمرتبهء مساوى باشد . « 1 » ( نه در اين شعر كه در يك درجه نيستند . ) ه - شيوهء اختصار : اكنون به تجزيه و تحليل كوششهاى طبرى مىپردازيم كه خواسته است شيوهء تفسير قرآنىاش را با آوردن نمونه‌هايى كه در سرتاسر سى جزء از تفسيرش پراكنده است بيان كند . و مىبينيم كه او شيوه‌اى را سرلوحهء فعّاليّتهاى خود قرار داده كه عرب به منظور بيان مقاصد خود ، تمام ارزش بلاغى را به آن داده است . مقصود ما از اين مطلب ، شيوهء ايجاز و بيان مقام كسانى است كه زيبايى بيان قرآنى و اعجاز آن را در ايجاز قرآن حسّ مىكنند . و طبرى را مىبينيم كه تحت‌تأثير ايجاز قرآنى قرار مىگيرد و از زيبايى آن پرده برمىدارد ، چنان‌كه در آيهء :
وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 54 .