كوههاى آسمانى دانههاى تگرگ نازل مىكند . . . » با اينكه خدا چيزهايى از قبيل برف ( و غير آن ) نازل كرده است كه مهمتر و بيشتر از تگرگهاى كوههاى آسمانى است ، ولى چون عربها به آنها آشنايى نداشتند از آنها نامى نبرده است . و نيز در آيهء :
سَرابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ
، با اينكه آنچه مردم را از سرما حفظ مىكند ، بيشتر و مهمتر است ، امّا چون آنان اهل گرما بودند خداوند از ميان نعمتهاى خود ، محافظت از مكروهى را ذكر كرده است كه مورد آشنايى آنها بوده كه همان گرماست ، نه آن چيزى كه ناراحتى نسبت به آن را احساس نمىكردند ، و از اين قبيل است موارد ديگر .
بعضى گفتهاند : ذكر يكى بدون ديگرى به دليل آن است كه با توجّه به اوّل ، دومى معلوم مىشود و نيازى به ذكر آن نيست ، زيرا وقتى خداوند فرمود : شما را از گرما ، حفظ مىكند ، حفظ از سرما را هم شامل مىشود ، و اين تعبير در سخن عرب ، معمول است و براى اثبات ديدگاه خود ، شعر شاعر را دليل آوردهاند :
و ما ادرى اذا يمّمت وجها * اريد الخير ايّهما يلينى
« آنگاه كه اراده خيروشر بكنم نمىدانم كدام يك برايم پيش مىآيد . »
منظور خيروشرّ است ولى تنها به ذكر خير پرداخته زيرا وقتى ارادهء خير كند معلوم است كه از شرّ هم دورى مىكند .
امّا سخن حق همان است كه گفتهاند : قرآن برطبق آگاهى و شناخت مردم نازل شده است هرچند براى كسى كه علم به هر دو داشته باشد ذكر يكى دلالت بر ديگرى مىكند ، زيرا خداى تعالى نعمتهاى خود را بركسانى كه در اين سوره ذكر شدهاند بر شمرده و آنها به نعمتهاى خدا ( حتّى آنهايى كه ذكر نشده ) شناخت دارند . « 1 »
ما نيز روش مهمى را كه طبرى به آن ملتزم شده مورد بررسى و پذيرش قرار مىدهيم و آن اين است كه وى به منظور رعايت امانت ، تمام نظريات در مورد تفسير و اسلوب آن را نقل مىكند و سپس آنچه خود مىپسندد ، برمىگزيند و به همين دليل در ردّ و قبول مطلب رعايت انصاف مىكند و هرجا زمينهاى براى بحث در اسلوب قرآنى
هامش
( 1 ) - تفسير طبرى ، ج 14 ، ص 104 .