هستى . » طبرى مىگويد : اينجا خداوند متعال از حالت فرشتگانش خبر مىدهد كه در پيشگاه او توبه و اقرار كردند ، چيزى را كه خدا مىداند آنها نمىدانند و نيز نه آنان و نه هيچكس ديگر ، نمىتوانند به چيزى علم داشته باشند جز آنچه او به آنها تعليم دهد و در اين سه آيه [ 30 - 31 - 32 ] براى عبرتگيرنده ، عبرت و براى يادآورنده ، يادآورى و براى گوشدهنده ، حكمت نهفته است . اگر كسى به آنها توجّه كند ، شرح و بيان است ، زيرا خداى متعال در اين سه آيه براى پيامبرش بر يهوديان بنى اسرائيل كه در مقابل او بودند احتجاج كرده است ، بدينترتيب كه پيامبرش را به علومى از غيب مطلع ساخته كه جز بندگان خاصش ، هيچكس را بر آن مطّلع نمىسازد ، تا صحّت نبوت آن حضرت براى آنها ثابت شود و بدانند كه آنچه او آورده از نزد خداوند است . نيز نشان دهد كه هركس از گذشته يا آينده خبرى بدهد كه هيچ دليل و برهانى بر صحّت آن نباشد ، امرى است ساختگى كه نزد پروردگار مستوجب كيفر مىباشد . چنانكه خداوند متعال گفتار فرشتگان را كه « آيا در روى زمين كسى را مىآفرينى كه فساد به پا مىكند و خون مىريزد ، با اينكه ما تو را تسبيح مىگوييم و مىستاييم و تقديس مىكنيم . » ردّ كرده و فرموده است : « من چيزهايى مىدانم كه شما از آن آگاهى نداريد » و نيز پس از آنكه صاحبان نامها را به فرشتگان عرضه كرد و گفت : « اگر ( در ادّعايتان ) راستگوييد مرا از نامهاى اين اشخاص خبر دهيد » به آنها فهماند كه علمشان اندك بوده است . ازاينرو ، فرشتگان در پاسخ سخن خداوند چارهاى نداشتند جز اينكه به ناتوانى خود اقرار كنند و خود را كمتر از آن به حساب آورند كه چيزى بدانند ، جز آنچه خداوند به آنها بياموزد و گفتند : « خدايا تو پاك و منزّهى ، هيچ علمى براى ما نيست ، جز آنچه تو به ما آموختهاى » . پس اين روشنترين دليل و آشكارترين برهان است بر دروغگويى هركس از فالگيران و كاهنان و قيافهشناسان و ستارهشناسان كه مدّعى آگاهى از علوم غيبى باشند . « 1 »
ج - يكى از چيزهايى كه در بحث اسلوب قرآنى از فضيلتهاى طبرى شمرده مىشود اين است كه او براى ما توجّه پيشينيان را به اسلوب قرآن حفظ كرده و در تفسير
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 174 - 175 .