مورد استفاده قرار داده است كه شخصيّت او پوشيده نشود و اصالت اين شيوه هم از بين نرود . او از اين ميراث ، مطالبى در عرصه تفسير روايى برمىگزيد و برطبق روشى كه در آغاز تفسيرش اعلان كرده به كار مىبرد .
7 - شيوهء طبرى دربارهء سبك قرآن
طبرى وقتى كه در مقدّمه تفسيرش دربارهء عربيّت قرآن و موقعيت بلاغى آن سخن مىگويد ، نظريهء خود را دربارهء اسلوب قرآنى تا جايى گسترش مىدهد كه از آنچه محققان ، در مورد اعجاز قرآن از او پيشى گرفتهاند خارج نشود . در زمان طبرى مركزيت بحث در قرآن پيرامون دو محور اساسى مىچرخيد :
1 - اعجاز قرآن به سبب خبرهاى غيبى كه در آن به چشم مىخورد .
2 - اعجاز قرآن در نظم و ترتيب .
اگرچه در آن زمان غير از اين دو محور در مورد اعجاز قرآن محورهاى ديگرى هم بوده است كه چون طبرى به آنها اشاره نكرده و يا آنها را مورد بحث قرار نداده ، ما هم در اينجا از آنها ذكرى به ميان نمىآوريم ، امّا بيشترين مباحث ، گرد همين دو محور بوده كه او در تفسير خود آورده و ما هم به آنها مىپردازيم :
الف - اكنون با نگاه كلّى به آنچه طبرى در مقدّمه ، به عنوان اظهار نظر دربارهء اعجاز قرآنى اشاره كرده و راجع به حروف هفتگانه سخن گفته ، گوش فرامىدهيم .
از آن جمله ، تفسيرى است كه طبرى در آن ، ميان كتابهاى مقدس مقايسه مىكند ، يعنى قرآن را در يك كفّه و كتابهاى سابق بر آن را در كفّهء ديگر مىگذارد و براى نمونه در باب « گفتار دربارهء معناى سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله كه خداوند قرآن را از هفت در بهشت فرو فرستاده و ذكر اخبار ديگر در اين مورد » مىگويد :
ناقلان ، در الفاظ خبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به اختلاف سخن گفتهاند ، از جمله ، ابن مسعود از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نقل كرده كه آن حضرت فرمود : كتابهاى نخستين از يك در بهشت و بر يك حرف نازل شد و قرآن از هفت در و بر هفت حرف فرود آمد كه عبارتند از : زجر ،