آن پاسخ داده و چنين گفته است : اگر كسى اشكال كند كه چگونه خداوند دربارهء كسانى كه آنان را به خشوع در اطاعت خود توصيف كرده ، خبر داده است كه آنها گمان به ملاقات پروردگارشان دارند ، در صورتى كه گمان ، شكّ است و شككنندهء در ملاقات خداوند از ديدگاه شما كافر به خداست .
در پاسخ مىگوييم : عرب گاهى از يقين و شك به ظنّ تعبير مىكند ، چنانكه گاهى از ظلمت ( تاريكى ) و ضياء ( روشنايى ) به سدفه و از مغيث و مستغيث به صارخ تعبير مىكنند و از اين قبيل است اسامى كه به معناى خود و ضدّش مىآورند و از مواردى كه ظنّ به معناى يقين آمده اين سخن شاعر ، دريد بن صمه است :
فقلت لهم ظنّوا بالفى مدجّج * سراتهم بالفارسى المسرّد
« به آنها گفتم منتظر دو هزار مبارز تا دندان مسلح باشيد ، كه فرماندهانشان زره قهر پوشيدهاند . »
مراد اين است كه به آنها گفته شده است : يقين داشته باشيد كه دو هزار مسلّح پيش شما مىآيند . و از آن جمله ، شعر عميرة بن طارق است :
بأن يعتزّوا قومى و اقعد فيكم * و اجعل منّى الظّنّ غيبا مرجّما
در اينجا نيز « ظنّ » به معناى يقين است . مقصود اين است كه يقين خودم را به حدس و گمان مبدّل سازم .
گواه شعرى و غير آن ، در سخن عرب ، به اينكه ظنّ به معناى يقين آمده ، از شمار بيرون است . « 1 »
ح - طبرى هرگز تمام آنچه را كه دربارهء الفاظ متضادّ گفتهشده ، نمىپذيرد و بدين سبب ، بحث دربارهء تضادّ الفاظ از مسائل خلافانگيز و مسألهدار مىباشد و در بيشتر موارد ، مفيد ظن است . اين مشاجره را طبرى با ابو عبيده داشته كه در مطرح كردن اين موضوع از وى جلوتر بوده است . از جمله گفتگوهاى او با ابو عبيده اين است :
يكى از لغتشناسان عرب « وراء » را از اضداد گرفته و خيال كرده است كه هم به
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 206 - 207 .