باشد ، همهء آنها را ردّ مىكند . از جمله در تفسير
وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
« 1 » ، « و برخى از سنگها از خوف خدا ( از فراز كوه ) فرومىافتد » مىگويد : علماى نحو در معناى فروافتادن سنگ از خوف خدا اختلاف كردهاند :
بعضى گفتهاند : معنايش افتادن سايهء آن سنگ بر روى زمين مىباشد .
بعضى ديگر گفتهاند : منظور همان كوهى است كه وقتى پروردگار در آن تجلّى كرد با خاك يكسان شد .
بعضى گفتهاند : اين چيزى است كه در برخى سنگها در گذشته بوده و در آينده نيز خواهد بود و آن اينكه خداوند متعال به سنگها معرفت و درك داده ، اطاعت خدا را مىفهمند و از او اطاعت مىكنند ، چنانكه روايت شده است كه وقتى رسول خدا خطبه مىخواند بر شاخهء درختى كه آنجا بود تكيه مىكرد ، امّا زمانى كه از او جدا شد ( منبرى درست شد و براى خطبه روى آن قرار گرفت ) نالهء آن شاخه به سبب فراق و دورى از آن حضرت ، بلند شد . نيز از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نقل شده است كه فرمود : انّ حجرا كان يسلّم علىّ فى الجاهلية ، انّى لأعرفه الآن ، « سنگى در دوران جاهليّت پيوسته بر من سلام مىكرد كه هم اكنون آن را مىشناسم . »
بعضى ديگر گفتهاند : جملهء :
يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
، مانند آيهء :
فَوَجَدا فِيها جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ
« 2 » ، « ديوارى را ديد كه مىخواست فرود آيد . . . » مىباشد كه اگرچه در ظاهر بىاراده است ولى گفتهاند : منظور اين است كه از عظمت كار خداوند چنان به نظر مىآيد كه گويى آن سنگ از خوف خدا با خوارى و فروتنى فرود مىآيد . چنانكه زيد الخيل [ شاعر ] مىگويد :
بجمع تضلّ البلق فى حجراته * ترى الأكم فيها سجّدا للحوافر
« به گروهى كه سنگهاى سياه و سفيد در اطرافش گم مىشود ، تپهها را در آن جا سجدهكنندهء حفركنندگان مىبينى . »
سويد بن ابى كاهل كه دشمنش را به ذلّت توصيف مىكند ، در شعرش مىگويد :
هامش
( 1 ) - بقره / 74 .
( 2 ) - كهف / 77 .