تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
ساجد المنخر اذ يرفعه * خاشع الطّرف أصمّ المستمع
« او شخص ذليلى است كه هر كور و كرى بر او برترى دارد . » جرير بن عطيّه سروده است :
لمّا اتى خبر الرّسول تضعضعت * سور المدينة و الجبال الخشّع
« وقتى كه خبرآمدن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به مدينه رسيد ، ديوارهاى شهر فروتنى كردند و كوهها خاشع شدند . » ديگران گفته‌اند : معناى
يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
اين است . كه به سبب دلالت بر وجود صانعش موجب خشيت ديگران از خداوند مىشود چنان‌كه مىگويند : « ناقة تاجرة » در وقتى كه شتر ماده بر اثر نجابت و مهارتش آدمى را به رغبت در تجارت وادار سازد ، چنان‌كه جرير بن عطيه در شعر ديگرش مىگويد :
و اعور من نبهان أمّا نهاره * فاعمى و امّا ليله فبصير
« او نابيناتر از نبهان است ؛ در روز كور است و در شب بينا . » شاعر در اين شعر براى شب‌وروز صفت بينايى و نابينايى را آورده و منظورش « نبهانى » است كه او را دشنام مىدهد ، به اين دليل كه در شب‌وروز ، او به اين دو صفت موصوف بوده است . اين گفته‌ها در آيه اگرچه از احتمالاتى است كه بعيد به نظر نمىآيد ، امّا تفسير اهل تأويل از علماى گذشتهء امّت بر خلاف اينهاست و ما به اين دليل ، تأويل اين آيه را به هيچ‌يك از اين معانى جايز نمىدانيم و چون در گذشته معناى خشيت را بيان كرديم كه همان هيبت و خوف است ، در اين‌جا دوست نداريم آن را تكرار كنيم . « 1 » ى - در جايى كه نظريات روايى منقول در تفسير آيه‌اى مختلف باشد ، طبرى همهء آنها را جمع مىكند و هركدام به نظر او درست و با تفسير آيه متناسب‌تر باشد ، معتبر و حتّى آن را اجماعى و حجّت مىداند و از آوردن ديدگاه لغوى در اين مورد خوددارى مىكند . از جمله در تفسير ( الم ) مىگويد :
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 365 .
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 473 | مصطفى الصاوي الجويني / موسى دانش / حبيب روحانى