معنا مىآيند : ندمان و نديم مثل زده و سپس ، به كلمهاى كه آن را به دو معنا قرار داده ، بازگشته و آن را براى چيزى كه با اختلاف الفاظ به يك معنا مىباشد ، مثال قرار داده است . شكّى نيست كه صاحب رحمت كسى است كه رحمت برايش ثابت است و صحيح است كه براى او اين صفت وجود داشته باشد ولى راحم يعنى كسى كه رحم خواهد كرد يا رحم كرده است ، خواه اينكه اين صفت از او زايلشده يا همچنان اين صفت را دارا باشد . در اين صورت ، اين كلمه نشان نمىدهد كه رحمت براى او صفت باشد ، در حالى كه اگر او را به صاحب رحمت توصيف مىكنيم ، نشاندهندهء اين معنا هست .
پس چگونه مىتوان در معناى رحمن و رحيم گفت : اين دو كلمه از يك لفظ اشتقاق يافته و با اختلاف الفاظ داراى يك معنا هستند ؟
امّا وقتى كه نظريهاى بر اصل استوارى متكى نباشد ، عيب آن روشن است . « 1 »
و - طبرى اشتباه دانشمندان عرب را در معناى واژهء « سواء » و استعمال آن را در عبارات عربى و نيز خطاى در روش را كه معلول اشتباه لغوى آنها مىباشد ، چنان مورد انتقاد قرار داده است كه گويى اين گفتهء آنها خلاف اجماع لغوى مىباشد . از باب مثال در آيهء :
لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ
« 2 » ، « همهء اهل كتاب يكسان نيستند ، گروهى از آنها در دل شب به تلاوت آيات خدا و نماز و طاعت حق مشغولند » ، از آنها انتقاد كرده ، مىگويد : . . . گروهى از نحويين كوفه و بصره و پيشتازان در فن چنين پنداشتهاند كه ما بعد « سواء » يعنى : امّة قائمه ، ترجمه و تفسير آن است و معنايش اين است : از اهل كتاب گروهى كه در دل شب به تلاوت آيات برمىخيزند با گروه ديگر كه كافرند يكسان نيستند و اينها گمان كردهاند كه در آيه ، و اخرى كافرة حذف و به ذكر گروه اوّل كه امّة قائمة مىباشد اكتفا شده است ، و براى اين مطلب به شعر ابو ذؤيب مثل زدهاند :
عصيت اليها القلب انّى لامرها * سميع فما ادرى أرشد طلابها
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 44 .
( 2 ) - آل عمران / 113 .