تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣

6 - ابزار لغوى

مىدانيم كه اين ابزار لغوى را براى اولين بار ، ابن عبّاس پدر علم تفسير از قرن نخستين هجرى در شيوهء تفسير قرآن به كار گرفت و كسانى كه در اين علم تخصص پيدا كردند عبارت بودند از : فرّاء و ابو عبيده و زجّاج كه ما در گذشته روش تفسيرى آنها را باز گفتيم . بسيارى از آنها پيش از دوران طبرى مىزيسته‌اند و ميراث آنان در تفسير لغوى در دسترس طبرى بوده است و همان‌طور كه روايات تفسيرى در اختيار طبرى بوده ، ميراث تفسير لغوى نيز در دسترس او قرار داشته است . طبيعى است كه زمينهء تفسير لغوى ، متونى هستند كه بندگان خدا راه دستيابى به تفسير آن را دارند ، زيرا عواملى در اختيار آنها مىباشد كه براى رسيدن به اين هدف به آنان كمك مىكند . و مىدانيم كه طبرى در دانش تفسير ، شايستگى آن را داشت كه براى تفسير قرآن ، تفسير لغويى را ارائه دهد . او مىتوانست براى شناخت معانى الفاظ قرآن به آثار و اشعار عرب رجوع كند . اكنون به نمونه‌هايى در زير اشاره مىكنيم : الف - طبرى در معناى لفظ « تأويل » در آيهء :
وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ
به شعر عرب استشهاد مىكند و مىگويد : تأويل در سخن عرب به معناى تفسير و بازگشت و سرانجام است و بعضى از ناقلان ، شعر اعشى را چنين خوانده‌اند :
على انّها كانت تأوّل حبّها * تأوّل ربعى السّقاب فاصحبا
« سرانجام دوستى آن زن در قلب او مانند بچّه شترهايى است كه بزرگ و صاحب بچه شده باشند . » اصل آن از « آل الشىء الى كذا و يؤول اولا » است ، يعنى آن چيز تغيير حالت داد و به سويش ، بازگشت . « و اوّلته انا » ، يعنى چيز يا كسى را به آن حالت يا به سوى آن بازگردانيدم . بعضى گفته‌اند : معناى سخن خداوند :
وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا
« 1 » أحسن جزاء است ، زيرا جزا و پاداش ، چيزى است كه بازگشت كارهاى مردم ، به آن است .
هامش
( 1 ) - اين عبارت در آخر دو آيه ذكر شده است : الف - نساء / 59 :يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا . . .ب - بنى اسراء / 35 :وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ . . .