و ظاهر آيه هم دلالت بر آن ندارد و وقتى كه امر چنين است ، پس ظاهر قرآن حمل بر باطن و تأويل آن نمىشود . « 1 »
ب - طبرى با مجاهد به نزاع برخاسته و تفسير او را رد مىكند ، زيرا بر خلاف ظاهر متن قرآن است و نيز مستند به حجّتى كه مرجّح آن باشد نيست . چنانكه در معناى آيهء :
فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ
، « پس به آنها گفتيم به صورت بوزينگانى طردشده درآييد . » « 2 » طبرى از ابن نجيح از مجاهد نقل مىكند كه مىگويد : دلهاى آنها مسخ شد نه اينكه خودشان به صورت بوزينگان درآمده باشند و اين مثلى است كه خداوند دربارهء آنان زده است ، چنانكه دربارهء علماى يهود مىگويد :
كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً
، « عالمان تورات كه به علم خود عمل نمىكنند به الاغى مانند كه بر پشت خود كتاب بار دارد » « 3 » . امّا اين نظريه مجاهد با ظاهر آنچه كتاب خدا بر آن دلالت مىكند مخالف است ، زيرا خداوند خبر داده است كه « بعضى از آنها را به صورت بوزينگان و خوكان درآورد و آنان پرستش طاغوت كردند » « 4 » چنانكه دربارهء آنها خبر داده است كه به پيامبرشان گفتند :
خدا را آشكارا به ما بنمايان و آنگاه كه چنين گفتند ، پروردگارشان آنها را هلاك ساخت و آنها گوساله را پرستيدند و براى قبولى توبهشان آنان را امر به كشتار خودشان كرد و به آنها دستور داد كه وارد زمين مقدس شوند و آنها به پيامبرشان گفتند : تو با پروردگارت برويد و ما در اينجا مىنشينيم . پس خداوند به سرگردانى در بيابان مبتلاشان كرد .
بنابراين ، در تأويل اين آيات دو نظريه خواهد بود :
1 - بعضى گفتهاند : خداوند آنها را مسخ نكرده ، بلكه اين سخن را به عنوان مثل گفته است و حال آنكه در قرآن خبر داده است كه آنها را به صورت بوزينگان و خوكان درآورد .
2 - بعضى ديگر گفتهاند : آنچه خداوند دربارهء بنى اسرائيل خبر داده ، مخالفتهاى آنها با پيامبرانشان بوده و نيز كيفرها و بدبختيهايى كه بر آنها وارد ساخته است .
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 2 ، ص 44 - 45 .
( 2 ) - بقره / 65 .
( 3 ) - جمعه / 5 .
( 4 ) - مائده / 60 .