5 - ديدگاه طبرى در تفسير به ظاهر لفظ
مىتوان نظريهء طبرى دربارهء تفسير متن قرآن برحسب ظاهر لفظ را به چند امر مستند دانست . به گمان ما يكى از اين امور ، همنشينى طولانى او با استادش داوود بن على اصفهانى ، صاحب مذهب ظاهرى است . طبرى هرچند برحسب روايات تاريخى در مسائل فقهى با استادش مخالف بود ، امّا اين امر مانع آن نشد كه در تفسير آيات قرآن ، روش او را برنگزيند و تحتتأثير او قرار نگيرد . همچنين مىتوانيم در تمايل طبرى به تفسير ظاهرى ، بازتاب حركتى را مشاهده كنيم كه با به خدمت گرفتن عقل در جستجوى معانى قرآن ، به گمراهى دچار شده است .
اكنون به نمونههايى مىپردازيم . كه طبرى به كارگيرى نارواى عقل را در تفسير قرآن ردّ كرده و توجّه به معناى معمولى نزديك به لفظ را پسنديده است :
الف - طبرى در جايى كه براى هيچيك از دو نظريهء تأويل و تفسير ظاهرى ، مرجّحى نباشد ، معناى ظاهر را ترجيح مىدهد و تفسير مبتنى بر تأويل را ردّ مىكند .
چنانكه در تفسير آيهء :
كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ
« 1 » ، « اينگونه خداوند كردار زشت جاهلانهء آنها را مايهء حسرت و پشيمانى آنان گرداند . » از اسباط چنين نقل مىكند : « به گمان سدّى ، بهشت براى گنهكاران نموده مىشود ؛ پس به بهشت و خانه هايشان كه در آن قرار دارد نگاه مىكنند و با خود مىگويند اگر اطاعت خدا مىكردند ، به اين نعمتها دست مىيافتند و لذا به آنان گفته مىشود : اگر از خدا فرمانبردارى مىكرديد اين خانهها جاى شما بود ؛ سپس آن خانهها ميان مؤمنان تقسيم مىشود و آنها وارثان گنهكاران مىشوند و در اين هنگام گنهكاران از كارهاى گذشتهء خود پشيمان مىشوند . »
آنگاه طبرى مىگويد شايستهتر براى تفسير آيه ، همان چيزى است كه ظاهر لفظ آن را مىفهماند ، نه آنچه باطن آن احتمال مىدهد ، در حالىكه هيچ دليلى بر اينكه معناى آيه همين ظاهر باشد ، نيست . و آنچه از سدّى نقل شد اگرچه احتمال مىرود ، امّا احتمال بعيدى است و دليلى از خارج هم وجود ندارد كه حجت قطعى بر اين معنا باشد
هامش
( 1 ) - بقره / 167 .