مجاهد از ابن عمر نقل مىكند كه گفته است : فروترين درجهء اهل بهشت براى كسى است كه هرگاه به قلمرو خويش و ناز و نعمتها و خدمتكارانى كه خدا به او داده مسافت هزار سال راه را در نظر بگيرد ، دورترين نقطهاش را مانند نزديكترينش مىبيند . و بالاترين مقام اهل بهشت براى كسى است كه صبح و شام به سوى خداى متعال نظر كند .
عطيهء عوفى در سخن خداوند :
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ * إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
« 1 » ، « در آن روز رخسار گروهى از مردم ، از شادى برافروخته و نورانى است و جلال حق را مشاهده مىكنند » مىگويد : يعنى ، اين گروه به خدا توجه مىكنند ، امّا ديدگانشان احاطه به عظمت و جلال الهى را ندارد ، ولى بصيرت خداوند بر آنها احاطه دارد و همين است معناى :
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ
، « چشمها او را نمىبينند ، ولى او چشمها را در مىيابد »
آنگاه طبرى مىگويد : نزديكترين نظريه به حقيقت ، نزد ما ، نظريهء كسى است كه ما آن را از حسن و عكرمه در متن تفسير نقل كرديم ، يعنى اين وجوه به خالق خود مىنگرد و به همين معنا ، خبرى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله رسيده است .
ثوير از ابن عمر نقل كرده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : پايينترين درجهء اهل بهشت براى كسى است كه در ما يملك خود مسافت دو هزار سال راه را مىبيند ، و والامقامترين آنها كسى است كه هر روز دو مرتبه به خداوند نظر مىكند ، و آنگاه اين آيه را تلاوت كرد :
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ * إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
« 2 »
با توجه به آنچه گفته شد ، براى ما روشن گرديد كه چگونه تفسير به رأى در به دست آوردن معانى آيات قرآنى ، هوا و هوس را حاكم مىكند و اين چيزى است كه در تاريخ تفسير به عنوان تأويل شناخته شده است . به همين دليل طبرى به چارهجويى ديگرى متوسل شده است كه ما در بحثهاى آينده به شرح آن مىپردازيم .
هامش
( 1 ) - قيامت / 22 - 23 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ج 29 ، ص 120 .