تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
با تدبير خود آن را ايجاد فرموده است . « 1 » به علاوه اين مسأله را طبرى در جاى ديگر از سورهء فاتحة الكتاب در آيهء :
إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
توضيح داده است . وى به مخالفت با قدريه پرداخته و بعضى از سخنانش چنين است : اين كه خداوند به بندگانش دستور داده است كه بگويند : « تو را عبادت مىكنيم و از تو كمك مىخواهيم » يعنى از خدا در عبادات كمك بخواهند ، نخستين دليل بر فساد قول به تفويض از سوى قدريه است كه محال مىدانند خداوند يكى از بندگانش را به عملى دستور دهد يا كارى را بر او واجب كند ، مگر بعد از آن كه خودش او را نسبت به انجام يا ترك آن كمك كند و اگر در سورهء حمد مطلب از اين قرار باشد ، درخواست كمك از خداوند در عبادت و اطاعت بيهوده خواهد بود ، زيرا به گفتهء آنها وقتى خداوند امر و نهى و تكليف كند ، كمك بر آن‌هم بر او واجب است ، خواه بنده درخواست كمك بكند ، خواه نكند . بنابراين اگر خداوند ترك كمك كند ، ظلم كرده است . پس ، وقتى بنده مىگويد : تو را عبادت مىكنم و از تو كمك مىخواهم ، از خدا مىخواهد كه به او ظلم نكند . « 2 » در اين‌جا به همين نمونه‌ها از وضعيت قدريه در فهم نصوص قرآن و احتجاج طبرى با آنها اكتفا مىكنيم و اينك به گروه ديگرى مىپردازيم : ج - گروه ديگر جهميّه هستند كه طبرى با نظر آنها دربارهء ايمان مخالفت مىكند ، چنان‌كه در تفسير آيهء 7 سورهء بقره
وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ
مىگويد : . . . اين آيه دليل روشنى بر بطلان ديدگاه اين گروه است كه مىگويند : ايمان ، فقط تصديق گفتارى است ، زيرا خدا دربارهء منافقان مىفرمايد : آنان با زبانهايشان مىگفتند : به خدا و روز قيامت ايمان داريم ، و آن‌گاه از آنها نفى ايمان كرده ، زيرا اعتقاد آنها گفتار قبلىشان را تصديق نكرده است . « 3 » د - يكى ديگر از گروههاى دينى كه طبرى به آنها اعتراض دارد ، صوفيان هستند . وى با صوفيان در مورد برداشت آنها از صفت توكل مخالفت كرده ، چنين مىگويد : در آيهء
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 61 . ( 2 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 53 - 54 و 91 . ( 3 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 53 - 54 و 91 .
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 457 | مصطفى الصاوي الجويني / موسى دانش / حبيب روحانى