نتوانيم بگوييم : درخت به حركت درآمد و نيز آنگاه كه زلزله زمين را به حركت در مىآورد ، جملهء « زمين تكان خورد » درست نباشد ، و از اين قبيل حرفها كه اگر آنها را بشماريم سخن به درازا مىكشد . آيهء :
. . . حَتَّى إِذا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَ جَرَيْنَ بِهِمْ . . .
« 1 » ، « تا وقتى سوار كشتى شويد و كشتيها مردم را به حركت درآورند . » كه به حركت درآوردن مردم ، به كشتى نسبت داده شده است ، در حالى كه محرّك حقيقى غير از كشتى و باد است . و اين نشان دهندهء نادرستى سخن كسى است كه آيهء :
وَ لَا الضَّالِّينَ
را - آنگونه كه پيشتر بيان كرديم - تأويل و ادّعا كرده است كه نسبت دادن خداوند ، گمراهى را به خود گمراهان نصارا ، دليل بر صحّت چيزى است كه انديشمندان گفتهاند : در كارهاى خلق ، خود خداوند سبب صدور افعال از آنها مىباشد . به علاوه خداوند در آيات بسيارى از قرآن ، تصريح كرده است كه خود ، گمراهكننده و هدايتكننده است . از جمله در آيهء 23 سورهء جاثيه :
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ
، « اى رسول ، آيا مىنگرى آن را كه هواى نفسش را خداى خود ساخته و خداوند با اتمام حجت او را گمراه كرده و بر گوش و دلش مهر نهاده و چشمش را پردهء ضلالت پوشانده ؟ پس چه كسى بعد از خداوند او را هدايت خواهد كرد ، آيا اين معنا را به ياد نمىآوريد ؟ » چنانكه گفتيم در اين آيه خداوند خبر داده است كه خود گمراهكننده و هدايتكننده است نه ديگران . امّا چنانكه در اوّل كتاب يادآورى كرديم : قرآن به زبان عرب نازل شده و رسم عربها اين است كه فعل را به كسى نسبت مىدهند كه از او سر زده ، اگرچه مسبّب آن فعل ، غير آن شخص باشد . گاهى هم به مسبّب آن فعل نسبت داده مىشود ، اگرچه انجام دهندهء فعل ، غير آن مسبّب باشد .
بنابراين ، فعلى را كه بنده كسب مىكند و خداوند بدان وجود خارجى مىدهد ، مىتوان به كسبكننده يعنى بنده نسبت داد ، به لحاظ قوّه و استعداد و اختيارى كه دارد .
نيز جايز است به خداوند نسبت داده شود ، به لحاظ اينكه او وجود خارجى به آن داده و
هامش
( 1 ) - يونس / 22 .