تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
دربرمىگيرد ؛ حال به هر مرام و مسلكى - نصرانى ، يهودى ، مجوسى ، سبائى ، خارجى ، حرورى ، قدرى يا جهمى . . . - كه مىخواهد باشد . چنان‌كه پيامبر صلى اللّه عليه و إله فرمود : هرگاه ديديد كسانى را كه به اين وسيله جدال مىكنند ، همانها مقصود خداوند هستند ، و از آنها برحذر باشيد . همان‌گونه كه يونس مىگويد : سفيان از معمّر و او از ابن طاووس و او از پدرش و او از ابن عباس خبر داد كه وقتى نزد وى سخنى از خوارج و آنچه هنگام فرار از حق بر زبان مىآورند ، به ميان آمد ، ابن عباس گفت : خوارج به محكمات قرآن ايمان مىآورند و در متشابهات آن هلاك مىشوند و اين آيه را خواند :
وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ . . .
« 1 » روشن است كه طبرى نهى از تفسير به رأى را در قرآن به خبرى از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله اسناد مىدهد و فراموش نمىكنيم كه در اين امر توجّه به ردّ خوارج نيز داشته است . طبرى مىبيند كه زمان خوارج به زمان بعثت و آغاز اسلام نزديك بوده و پيشينيانشان در جنگهاى بدر و حديبيّه شركت داشته‌اند . از اين‌رو ، وى را مىبينيم در تفسير آيهء : « اما كسانى كه در دلشان ميل به باطل است به دنبال متشابهات از قرآن مىروند تا در اين راه به فتنه‌گرى پردازند . . . » خبرى از قتاده نقل مىكند كه هرگاه اين آيه را مىخواند ، مىگفت : اگر اين گروه ، حروريه و سبائيه نيستند ، ديگر نمىدانم چه كسانى هستند ! . طبرى خطر بزرگى را كه از گروه خوارج - اگر انديشهء آنها به قرآن و عبادات آن راه يابد - احساس مىكند ، توضيح مىدهد و چنين مىگويد : به جانم سوگند ، در ميان اهل بدر و حديبيه از مهاجرين و انصار كه در بيعت رضوان با رسول خدا شركت داشتند كسانى بودند كه براى صاحبان عقل و بصيرتى كه بخواهند پند بگيرند و آگاهى به دست آورند ، پند و عبرت‌اند ، زيرا خوارج هنگامى به وجود آمدند كه اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در مدينه و شام و عراق ، زياد و همسران رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله نيز هنوز زنده بوند . به خدا سوگند هيچ يك از آنان ، چه زن و چه مرد ، از خوارج ، خرسند نبودند و ميلى به سوى آنان نداشتند ، بلكه رواياتى در نكوهش آنان از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نقل مىكردند و
هامش
( 1 ) - تفسير طبرى ، ج 3 ، ص 119 - 121 .