به رأى بپردازيم . بايد توجّه داشت كه طبرى با تفسير به رأى مخالف است ، زيرا اين تفسير با به كار گرفتن عقل در نصوص قرآنى ، مسافتهاى دورى را پيموده و الفاظ و معانى قرآن را تابع انديشههاى پيشساختهاى قرار داده است كه بعضى از فرقههاى مذهبى در اسلام از آن طرفدارى كردهاند . ما تصويرى را كه طبرى از موضع اين گروههاى مذهبى دربارهء قرآن و تفسير نصوص آن ، نشان مىدهد ، به چند نمونه از ويژگيهاى اين ديدگاه بسنده مىكنيم :
الف - طبرى فرصت را مناسب مىبيند كه بعضى از طرفداران تفسير به رأى را ضمن تفسير آيهء :
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ . . .
« 1 » معرفى كند .
طبرى در ذيل اين آيه مىنويسد : . . . عبد اللّه بن ابى مليكه از عايشه نقل كرده است كه پيامبر صلى اللّه عليه و إله اين آيه را تا
وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ
، خواند و فرمود : هرگاه ديديد كسانى را كه در اين آيه به جدال برخاستهاند ، بدانيد همانها هستند كه خدا در اين آيه آنها را اراده كرده و از آنها برحذر باشيد .
در اين آيه دو نظريه است و بهترين نظريه ، اين است كه مقصود ، به غلط افكندن و ايجاد شبهه است و در اينصورت معناى آيه چنين مىشود : امّا كسانى كه در دلهايشان انحراف از حق وجود دارد ، از آيههايى پيروى مىكنند كه الفاظ متشابهى دارد و به سبب احتمال معناهاى گوناگونش ، وجوه مختلفى را مىتوان از آن به دست آورد و شخصى كه از اينها پيروى مىكند مرادش مشتبه كردن امر برخود يا برديگران است تا بدين وسيله بر باطلى كه دلش به آن مايل است استدلال كند نه بر اثبات حقّى كه خداوند در قرآن به وسيلهء آيات محكم آن را توضيح داده و روشن كرده است . اين آيه هرچند ، چنانكه بيان كرديم ، دربارهء اهل شرك نازلشده ، امّا هركسى را كه با توجيه بعضى متشابهات قرآن ، در دين خدا بدعت آورد و به سوى آن متمايل شود و به آن وسيله عليه اهل حق جدال و احتجاج و از دلايل روشن آيات محكم اعراض كند تا حقيقت را بر مؤمنان مشتبه سازد ،
هامش
( 1 ) - آل عمران / 7 .