از جملهء آنها ، طبرى پس از ذكر آيهء :
. . . قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ . . .
« 1 » ، « فرشتگان گفتند : آيا مىخواهى كسى را در زمين بيافرينى كه تباهى به وجود آورد و خونريزى به پا كند ؟ » رواياتى را كه در اين زمينه آمده ياد مىكند و آنها را مورد انتقاد قرار مىدهد و در پايان ، نظر خود را بيان مىكند . ما در ذيل ، سخن او را از ابتدا نقل مىكنيم :
طبرى نخست روايت طولانى از ضحّاك ، از ابن عباس آورده و سپس روايت ديگرى از ابى مالك و از ابى صالح ، از ابن عباس و نيز از مرّه ، از ابن مسعود ، از گروهى از ياران پيامبر صلى اللّه عليه و إله نقل كرده و آنگاه به بررسى معناى اين دو روايت پرداخته و گفته است :
معناى قسمت اوّل روايت دوم ، با معناى روايت اوّل كه از ابن عباس ، از طريق ضحّاك بيان كرديم ، سازگارى ندارد . امّا قسمت آخرش با آن همخوان است . « 2 »
در پايان ، نظريهء خود را با استفاده از روايات دربارهء آغاز آفرينش نقل كرده و آن گاه گفته است : آنچه بيان كرديم ، شيوهء ما براى تأويل و توجيه روايت است نه نظريهاى كه در تأويل خود آيه برگزيده باشيم . « 3 »
او در ادامهء سخن خود مىگويد : سبب اينكه ما ، سخن ضحّاك - نقلشده از ابن عباس را كه ربيع بن انس با آن همداستان است - و نيز آنچه را كه ابن زيد در توجيه مطلب بيان كرده ، رها كرديم اين است كه در مورد گفتهء اينان ، روايت و خبرى كه رفع اشكال كند و حجّت را بر شنونده كامل سازد ، نمىبينيم . در صورتى علم به درستى خبر گذشته و آينده مىتوان پيدا كرد كه احتمال غرضورزى و توافق بر كذب محال باشد و خطا و اشتباه در آن نباشد ، در حالى كه چنين ويژگيهايى در مورد اين روايات وجود ندارد . « 4 »
4 - ديدگاه طبرى دربارهء تفسير به رأى
ناگزيريم پيش از آنكه پيرامون روش تفسيرى طبرى بحث كنيم به بررسى تفسير
هامش
( 1 ) - بقره / 30 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 161 - 162 .
( 3 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 161 - 162 .
( 4 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 165 - 166 .