ماندهاى از آنچه خاندان موسى و هارون ، واگذاشتهاند » روايات زيادى را نقل كرده ، ولى راهى براى انتخاب هيچيك از روايات پيدا نكرده است ، زيرا ويژگى حجيت در آنها نيست . او مىگويد : بهترين نظريه اين است كه گفته شود : خداى متعال از تابوتى ( صندوقچه ) خبر داده است كه آن را نشانهء راستى گفتار پيامبر خويش براى امّتش قرار داده و فرموده است كه خداوند طالوت را به پادشاهى شما برانگيخت ، تابوتى كه در آن آرامشى از خدا و باقىمانده از چيزهايى است كه خانوادهء موسى و خانوادهء هارون باقى گذاشتهاند و مىتواند اين باقىمانده ، عصا و شكستههاى الواح و تورات يا برخى از آنها و نعلين و لباسهاى جهاد در راه خدا باشد و نيز ممكن است از اين قبيل اشياء باشد و اين امرى است كه از راه استنباط و يا از طريق لغت درك نمىشود ، بلكه تنها به وسيلهء خبرى كه بر مبناى علم باشد مىتوان بدان پىبرد و اين در حالى است كه خبرى دراينباره نزد اهل اسلام وجود ندارد .
حالكه چنين است نمىتوانيم يك نظريه را درست و نظريهء ديگرى را نادرست بدانيم . « 1 »
ج - طبرى دربارهء داستان آن گاو كه خداوند در زمان موسى به يهود دستور مىدهد كه آن را بكشند و مقتول خود را بر عضوى از آن گاو بزنند تا زنده شود ، درنگ كرده است . نه نظريهاى را درست دانسته و نه ديگرى را نادرست ، زيرا تا وقتى كه خداوند آن را مشخص نفرمايد و رسول خدا تفصيل آن را بيان نكند ، ما نمىتوانيم اين عام را تخصيص دهيم و هيچ دليلى براى ما در اين مورد وجود ندارد . طبرى در تفسير آيهء :
فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها
، « گفتيم عضوى از گاو را بر آن مقتول بزنيد . » مىگويد :
دانشمندان در معناى عضوى كه بر كشته زده شود ، اختلاف كردهاند و بهتر اين است كه گفته شود : خداوند امر كرده است كه عضوى از آن را به مرده بزنند تا زنده شود و دليل و خبرى بر اينكه مراد كدام عضو از گاو است ، وجود ندارد . حال ممكن است مراد ران گاو يا دم آن يا غضروف كتف و يا ديگر اعضاى آن باشد ، و با اقرار به اينكه عضوى از آن را
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 2 ، ص 388 .