براى تفصيل آن ، به منابع و مآخذى نامعتبر چنگ مىزدند و در اين زمينه گاهى قوّهء خيال ، كار خود را انجام مىداد . اين امر در نزد اهل كتاب ( يهود و نصارا ) و عوام آنها يا نزد برخى از مفسّران عرب و قصّهگويانشان يكسان بود . امّا مهمتر از همه اينكه هدف از داستانهاى قرآن ، يادآورى و برگرفتن توشهء معنوى ، براى پيامبر صلى اللّه عليه و إله و امّت اوست .
طبرى در مورد داستانهايى كه بهسبب راه يافتن افسانههاى ملّتهاى گذشته كه سرزمينهايشان به دست مسلمانان ، گشوده شده بود با اخبار اسرائيلى درهم آميخته ، شيوهاى مبتنى بر اصول زير انتخاب كرده است :
الف - وى هر مطلبى را در اين مورد كه بر حجت و دليل استوار نباشد ، ردّ مىكند ، و شاهد اين مطلب ، چيزى است كه در تفسير كلمات مورد آزمايش ابراهيم از سوى قصّه گويان نقل شده است . او در تفسير آيهء :
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ . . .
« 1 » ، « هنگامى كه پروردگار ابراهيم ، او را به كلماتى ، آزمايش كرد . . . » مىگويد : اهل تأويل در خصوص كلماتى كه خداوند ابراهيم عليه السّلام را با آنها امتحان كرد ، اختلاف كردهاند و برخى از اقوال را چنين برمىشمرد :
ممكن است تمام چيزهايى كه در تأويل كلمات گفتهشده ، اينجا نيز اراده شده باشد و نيز مىتوان بعضى از آنها را اراده كرد ، زيرا چنانكه گفتهشده ابراهيم به تمام آنچه آزمايش شد ، عمل كرد و به اطاعت امر واجب الهى برخاست .
بنابراين ، براى هيچكس جايز نيست كه بگويد : منظور خداوند از اين كلمات به خصوص يكى از اين معانى يا تمام آنهاست مگر با دليلى كه مورد قبول باشد از قبيل روايتى از رسول خدا صلى اللّه عليه و إله يا اجماعى كه حجت باشد . اما ، نه خبر واحدى از رسول خدا در اين مورد آمده ، و نه روايتى كه جمعى مورد اعتماد از آن حضرت نقل كرده باشند ، وارد شده است . « 2 »
ب - طبرى در تفسير آيهء :
. . . بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسى وَ آلُ هارُونَ . . .
« 3 » ، « و باقى
هامش
( 1 ) - بقره / 124 .
( 2 ) - تفسير طبرى ، ج 1 ، ص 414 - 417 .
( 3 ) - بقره / 248 .