قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ
« 1 » ، « هرگاه به منافقان گفته شود : در زمين فساد نكنيد ، مىگويند :
ما اصلاحگريم » مىگويد : بهترين تأويل براى اين آيه ، سخن كسى است كه مىگويد : اين سخن خداوند دربارهء منافقانى نازل شده است كه در زمان رسول خدا صلى اللّه عليه و إله مىزيستند ، اگرچه تمام منافقانى را كه داراى چنين صفاتى باشند تا روز قيامت دربرمىگيرد و دليل آنكه اين تأويل بهترين تأويل است - همانطور كه گفتيم - اجماع اهل تفسير است ، زيرا اين ويژگى ، صفت منافقانى بوده كه در ميان اصحاب رسول خدا صلى اللّه عليه و إله مىزيستهاند و اين آيه دربارهء آنها نازل شده است و در مورد قرآن ، تأويلى كه مورد اجماع مفسّران باشد بهتر از نظريهاى است كه نه دليلى بر صحّت آن وجود دارد و نه نظيرى . « 2 »
ز - در جايى كه هيچ دليلى بر ترجيح يكى از معانى آيه بر ديگرى وجود نداشته باشد توجهى كه طبرى به اجماع دارد ، او را بر اين مىدارد كه هرچه در تفسير آيه گفته شده احتمالش را بدهد . اين امر از ويژگيهاى عارض بر اسلوب عربى كه نشانهء نخستين آن ايجاز و اختصار است ، نمىباشد .
طبرى دربارهء معانى حروف مقطعهء اوايل بعضى از سور قرآنى ، رأى خود را چنين ابراز مىدارد :
. . . چنين است سخن خداوند متعال : الم ، المر ، المص و ساير حروف الفبا ، كه هر كدام بر معانى گوناگون دلالت مىكند و همهء آنها چنانكه از مفسران نقل كرديم ، شامل اسماء و صفات خداوند است و در عينحال برطبق گفتهء عدّهاى ، آغاز سوره نيز هستند و ايندو ، با يكديگر منافاتى ندارد ؛ زيرا خداوند بسيارى از سورهها را به حمد و ثنا و نيز بسيارى از آنها را به تمجيد و تعظيم از خويش آغاز فرموده . بنابراين ، ممكن است بعضى از سورهها ، با سوگند به خداوند شروع شده باشد .
بهاينترتيب ، يكى از معانى اين حروف ، علامت آغاز و شروع سوره بودن و ديگرى وسيلهء قسم به خداوند مىباشند ، زيرا همانطور كه در گذشته بيان كرديم ، اين حروف به يك معنا از حروف نامها و صفات خداوند مىباشند و در درستى معناى
هامش
( 1 ) - بقره / 11 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 96 - 97 .