روايى را براى ما مسجّل و قطعى مىكند و سپس تحقيق خود را دربارهء آنچه نقلشده ، انجام مىدهد . امّا مواردى كه طبرى به تحقيق در تفسير روايى پرداخته ، چنين است :
الف - در تفسير اين آيات از سورهء بقره كه مىگويد :
. . . فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ * يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا
« 1 » ، « يا مانند بارانى كه در شب تاريك توأم با رعدوبرق و صاعقه بر سر رهگذاران ببارد ، آنها از ترس مرگ ، انگشت در گوش خود مىگذارند ، تا صداى صاعقه را نشنوند و خداوند به كافران احاطه دارد . روشنايى خيرهكنندهء برق نزديك است چشم آنها را بربايد ، هر لحظه كه برق مىجهد بيابان را روشن مىكند ، به راه مىافتند و وقتى خاموش مىشود توقّف مىكنند . . . . »
برخى از رواياتى كه در تفسير اين آيات نقلشده و طبرى آنها را انتخاب كرده به اين قرار است :
« و ديگر ، روايتى است كه موسى بن هارون از عمر نقل كرده و گفته است : اسباط ، از سدّى در خبرى كه پدرم ، مالك آن را ذكر كرده مىگويد ، و نيز از ابو صالح و او از ابن عبّاس و او از مرّه ، و او از ابن مسعود و او از گروهى از اصحاب پيامبر نقل كرده . . . . » « 2 »
طبرى بسيارى از روايات را ياد مىكند و سرانجام ، نقل روايات را با روايات منسوب به ابن عبّاس و ابن مسعود پايان مىدهد و در سند آنها تشكيك مىكند و مىگويد : « ما ، خبر ابن مسعود و ابن عباس را ذكر كرديم كه گفتند : منافقان هرگاه در مجلس رسول خدا صلى اللّه عليه و إله حاضر مىشدند سر انگشتانشان را در گوشهايشان قرار مىدادند تا سخن رسول خدا را نشنوند ، زيرا بيم داشتند كه مبادا چيزى دربارهء آنها نازل شود يا خود چيزى بگويند و مستحق قتل شوند . حال اگر آنچه از ابن عباس و ابن مسعود نقلشده ، صحيح باشد يكى از اقوال خواهد بود ( مثل اقوال ديگران ) البته ، من اين قول را درست نمىدانم به دليل اين كه در اسناد اين قول به ابن مسعود و ابن عباس ، ترديد دارم . امّا اگر صحيح نباشد ، بهترين
هامش
( 1 ) - بقره / 19 - 20 .
( 2 ) - تفسير طبرى ، ج 1 ، ص 118 .