تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
مهلت دهد و به همين منظور نمايندهء خود را فرستاد تا در هنگام حج فرمان خداوند را به مردم عرب ابلاغ كند . آن‌گاه طبرى تفسير خود از اين آيه را با نقل رواياتى كه گواه بر نظريهء اوست ، تأييد مىكند ، امّا در جايى كه با روايات متناقضى از ابو هريره مواجه مىشود ، از اظهار نظر باز مىايستد و مىگويد : ( روايت اول ) احمد بن اسحاق ، از ابو احمد ، از قيس ، از مغيره ، از شعبى ، از محرّر بن ابو هريره و او از ( پدرش ) ابو هريره نقل كرده است كه وقتى پيامبر صلى اللّه عليه و إله على عليه السّلام را براى اعلان آيات برائت فرستاد ، من با او بودم و هرگاه صداى آن حضرت مىگرفت من به جاى او ندا مىكردم ، به ابو هريره گفته شد در آن روز به چه چيز ندا مىكردى ؟ گفت به چهار امر : الف - كسى برهنه در اطراف كعبه طواف نكند . ب - هركس با رسول خدا صلى اللّه عليه و إله پيمانى بسته ، تا مدتى كه برايش معيّن‌شده ، پيمانش باقى است . ج - بجز انسان مؤمن كسى داخل بهشت نخواهد شد . د - از اين پس ، هيچ مشركى حق انجام دادن اعمال حج ندارد . ( روايت دوم ) محمد بن عمرو از عفّان از قيس بن ربيع از شيبانى از شعبى نقل مىكند كه مىگويد : محرّر بن ابو هريره از پدرش نقل كرده كه گفته است : من با على عليه السّلام بودم ، و بقيّه را مانند روايت قبلى نقل كرده ، جز اين‌كه در جملهء اول مىگويد : و هركس با رسول خدا پيمانى بسته ، پيمانش تا مدّتى كه برايش معين‌شده باقى است ( به جاى مدّت در روايت قبلى ، اجل آورده است ) طبرى مىگويد : مانند اين ( دو ) حديث كه توسط قيس نقل شد از شعبه نيز نقل‌شده ، جز اين‌كه در اجل ( و مدّت ) با قيس اختلاف دارد . روايت شعبه اين است : يعقوب بن ابراهيم و محمد بن مثنّى گفته‌اند : عثمان بن عمر از شعبه و او از مغيره ، از شعبى از محرّر بن ابو هريره از پدرش نقل كرده كه گفت : من با على عليه السّلام بودم . هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و إله او را براى اعلان برائت به سوى اهل مكّه فرستاد ، من ندا مىكردم تا اين‌كه صدايم گرفت . از او سؤال شد : چه مىگفتى ؟ گفت مأمور شديم كه ندا