تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣

بخش دوم : شيوهء تفسيرى طبرى از جنبهء عملى

1 - قرائت

اكنون كه از بيان انديشهء طبرى در تفسير فراغت يافتيم ، لازم است به تطبيق عملى اين انديشه بر آيات قرآنى بپردازيم و اين بحث را با نظريهء وى در علم قرائت آغاز مىكنيم . بايد توجه داشت كه قرائت لفظ بر يك شيوهء خاص ، يعنى ترتيب حروف و ضبط آنها بر اسلوبى خاصّ موجب تغيير معنا مىشود ، و هرگاه كه اختلاف در ترتيب اين حروف يا ضبط حركات صورت گيرد ، اين دگرگونى را به وجود مىآورد . و به همين دليل ، مفسّران ، اهتمام زيادى به علم قرائت دارند . مهمترين چيزى كه در هيچ مورد از شيوهء طبرى در علم قرائت جدا نيست ، توجّه زياد وى به اجماع و پيروى از آن است و در همهء قرائتها مجموعه‌اى از اقوال قاريان ، پيش روى او قرار دارد كه يكى از آنها را به علّتى كه موردنظر اوست برمىگزيند . اينك به نمونه‌هايى از اين قبيل اشاره مىكنيم : الف - از ديدگاه طبرى نخستين معيار گزينش يك قرائت ، اجماع است . چنان‌كه در موردى از سورهء توبه مىگويد : در قرائت آيهء :
إِنَّهُمْ لا أَيْمانَ لَهُمْ
اختلاف كرده‌اند . اهل حجاز و عراق و ديگران ايمان را به فتح همزه خوانده‌اند ، يعنى لا عهود لهم : آنها عهد و پيمانى ندارند . و از حسن بصرى نقل‌شده كه : لا ايمان لهم به كسر همزه يعنى اسلامى بر ايشان نيست . گاهى طبرى براى قرائت كسرهء همزه به توجيه ديگرى پرداخته ، مىگويد : شايد مراد اين باشد كه لا أمان لهم ، يعنى به آنها امان ندهيد ، بلكه هرجا يافتيد آنها را بكشيد و گويى آن را از مصدر : آمنته فأنا اومنه ايمانا گرفته است . طبرى مىگويد : بهترين قرائت در اين آيه كه من جز آن را جايز نمىدانم ، فتح همزه است نه كسر آن ، زيرا قرّاء بر اين قرائت اجماع كرده و خلاف آن را جايز ندانسته‌اند و نيز به دليل اجماع اهل تأويل ( مفسّران ) بر آنچه پيشتر گفتيم كه لا ايمان لهم به معناى لا عهد لهم است و ايمانى كه به معناى عهد باشد فقط به فتح همزه است ، چرا