خداست از خود سخن بگويد ، به غير علم سخن گفته هرچند گفتارش موافق چيزى باشد كه خدا از آن آيه اراده كرده است و اين است معناى خبرى كه عباس بن عبد العظيم عنبرى نقل كرده است .
جندب مىگويد : رسول خدا صلى اللّه عليه و إله فرمود : كسى كه در قرآن ، به رأى خود سخن بگويد ، اگرچه به حق برسد ، خطاكار است ، يعنى در عمل خود كه گفتار به رأى است و از روى علم نيست ، گناهى مرتكبشده كه خدا آن را نهى كرده و از آن برحذر داشته است . « 1 »
بنابراين ، طبرى اين اخبار را كه از تفسير به رأى منع مىكند ، شاهد بر اين عقيدهء خود مىداند كه مفسّر نبايد از حدود خود تجاوز كند . پس تفسير به رأى اين است كه مفسّر در تفسير متن قرآن از حدّ توان خود فراتر رود و به محدودهاى وارد شود كه خداوند به خود اختصاص داده است يا به مرزى پايينتر از اين قدم گذارد كه فقط خاص پيامبر صلى اللّه عليه و إله است .
اين بود ديدگاهى كه در عصر طبرى رواج داشت و تفسير به رأى را منع مىكرد .
در مقابل اين جريان ، گرايش ديگرى وجود دارد كه انسان را به تفسير قرآن تشويق مىكند و در اين عرصه ، بزرگانى مشاهده مىشوند كه به علم و فقاهت شهرت داشتهاند و دراينباره نيز طبرى عنوان فصلى از كتابش را چنين آورده است : « در بيان رواياتى كه مفسّران را به تفسير قرآن تشويق مىكند و نيز كسانى از صحابه كه قرآن را تفسير مىكردهاند » بعضى ازاين روايات چنين است :
اعمش از شقيق بن مسعود نقل كرده است كه بعضى از ما چنان بودند كه هرگاه ده آيه از قرآن مىآموختند از آن ردّ نمىشدند ، مگر اينكه معانى آن را ياد مىگرفتند و به مضمون آن عمل مىكردند .
عطاء از ابو عبد الرّحمان نقل مىكند ، كسانى كه به ما قرآن مىآموختند ، براى ما نقل كردند كه آنان ، قرآن را از پيامبر آموختهاند و هرگاه ده آيه از قرآن ياد مىگرفتيم ،
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 27 .