دست از آن برنمىداشتيم ؛ مگر اينكه بدان عمل مىكرديم ، پس قرآن و عمل به آن را با هم آموختيم .
اعمش از مسلم از مسروق نقل مىكند كه عبد اللّه بن عباس گفته است : سوگند به خدايى كه معبودى جز او نيست ، هيچ آيهاى از كتاب خدا نازل نشده است مگر آنكه من مىدانم كه در چه مورد نازل شده است و اگر جايى را بدانم كه كسى در آنجا نسبت به كتاب خدا از من عالمتر است ، بىدرنگ با مركبهاى سوارى به آنجا خواهم رفت .
اعمش از مسلم از مسروق نقل كرده است كه عبد اللّه بن عباس سورهء قرآن را براى ما مىخواند ، سپس به حديث دربارهء آن مىپرداخت و تمام روز آن را براى ما تفسير مىكرد .
ابو معاويه از اعمش از شقيق نقل كرده است كه گفت : ابن عباس مرا براى سفر حجّ به خدمت خود گرفت و در آن جا خطبهاى خواند كه اگر ترك و رومى آن را مىشنيدند همه اسلام مىآوردند ، سپس سورهء روم را بر مردم خواند و به تفسير آن پرداخت .
سفيان از اعمش از ابو وائل شقيق بن سلمه نقل مىكند كه ابن عباس سورهء بقره را خواند و به تفسير آن پرداخت . پس مردى گفت : اگر مردم ديلم اين مطالب را مىشنيدند ، اسلام مىآوردند .
جعفر از سعيد بن جبير نقل مىكند كه گفت : كسى كه قرآن بخواند و آن را تفسير نكند مثل شخص نابينا يا مانند باديهنشين است .
ابن عيّاش اعمش ، از ابو وائل نقل مىكند : ابن عباس امير حاج شد ، پس براى حاجيان خطبه خواند و بر روى منبر سورهء نور را قرائت كرد . به خدا سوگند اگر آن را تركها مىشنيدند مسلمان مىشدند . پس به او گفتند : از عاصم دراينباره براى ما حديث بگو ، ابن عباس ساكت شد .
ابن ادريس مىگويد : از ابن اعمش شنيدم كه از شقيق نقل كرد كه گفت : ابن عباس را ديدم سرپرست حاجيان شده سورهء نور را بر منبر خواند و به تفسير آن پرداخت و اگر روميان آن را مىشنيدند اسلام مىآوردند .
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 417
مساهمون: مصطفى الصاوي الجويني
ص٤١٧