تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
نياز دارى ؟ « 1 » گفتم به قصريّه نياز ندارم زيرا داراى فرزند نيستم و به قصد تماس با زنان هرگز از طريق حرام يا حلال با آنها نزديك نشده‌ام ، امّا « زيرا » چون از لهويات است در شأن من نيست و امّا در مورد دو حمار ، پدرم به من مختصر سرمايه‌اى داده كه بايد آن را در راه آموختن علم هزينه كنم . حال اگر اين سرمايه را در بهاى آن بدهم ، پس با چه سرمايه‌اى مىتوانم علم بياموزم ؟ آنها خنديدند . گفتم : اين وسائلى كه شما مىگوييد قيمتش چند است ؟ گفتند : دو درهم و دوسوم درهم و اين مبلغ را از من گرفتند . آنگاه متوجه شدم كه آنها چيزهاى مناسبى است . لذا براى من يك تغار و يك سبوى بزرگ براى آب و چهار عدد چوب كه وسط آنها را با بندى از برگ خرما محكم بسته بودند آوردند و گفتند : « زير » سبوى پر از آب و « قصريّه » تغارى براى پختن نان و چهارچوب و تخت براى اين است كه روى آنها بخوابى ، . . . در اين داستان افزون بر ويژگيهاى سلوك انسانى ، نوعى زيبايى و شگفتى نيز به چشم مىخورد كه ناشى از كاربرد متضاد واژگان است ، زيرا گاهى واژگان در موارد مختلف با معانى متضاد به كار مىرود . آنچه از زندگانى طبرى بر ما پوشيده است ، عوامل قطعى كناره‌گيرى وى از ازدواج و بىاعتنايى او به اين غريزهء جنسى است ، امرى كه موجب شد وى به كسب علم روى آورد و در اين راه زحمات فراوانى را متحمل شود . كارى كه غير از صاحبان اراده قوى از كسى ديگر برنمىآيد و موقعى كه عامل شهوانى ازدواج در شخص از بين برود ، از لحاظ اخلاقى به پاكدامنى و عصمت مىگرايد . بنابراين ، چنان شيفتهء علم مىشود كه سفرهاى علمى و تاليف ، اين غريزه را در او مىميراند و چه زيباست اين سخن پندآميز : « علم خود نوعى سلوك ( رياضت ) است » . اين عفّت اخلاقى كه نشانه‌هاى آن در طبرى به چشم مىخورد ، در رفتار او با دانشمندانى كه به مجادلهء با آنان مىپرداخت و گاه با ايشان همرأى و گاه مخالف بود نيز منعكس است ، زيرا وى در اين مجادله از ستيزه‌جويى و غيبت پرهيز مىكرد و دليل ما بر اين ادّعا ، دو داستانى است كه يكى از آنها خاور دور
هامش
( 1 ) - طبرى از اين الفاظ معانى نامناسبش را فهميد : قصريه : كنيز ؛ زير : خمرهء شراب ؛ حماران : دو رأس الاغ و . . . ازاين‌رو نخست از قبول آنها خوددارى كرد . م .
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 392 | مصطفى الصاوي الجويني / موسى دانش / حبيب روحانى