مىخورند ، عقيده ديگرى داشت . وقتى ابو على صواف گفت : من در تمام مدت عمرم « تمر » مىخورم و از آن جز خير نمىبينم ، ابو جعفر طبرى گفت : آيا نمىدانى كه زيان زياد خوردن « تمر » از سودش بيشتر است ؟ و صواف به سبب « تمر » خوردن بسيار ، دندانهايش ريخت و قوه بينايىاش ضعيف و جسمش لاغر شد و زردى بر بدنش غلبه كرد .
اين شخصيّتى كه در انتخاب لباس و خوراك داراى ذوقى مخصوص بود ، در غذا خوردن نيز ، روشى نيكو داشت چنانكه ابو على محمد بن ادريس جمال كه از بزرگان بغداد بود ، نقل كرده است : روزى با ابو جعفر طبرى به مهمانى دعوت شديم . من با او بر سر يك سفره نشستم . او از همهء آن جمع ، خوشخوراكتر و خوشبرخوردتر بود . وقتى كه گروهى از خدمتگزاران بالاى سر ما به منظور خدمت و آب دادن حاضر شدند ، ديدم يكى از آنها به غذايى كه پيش ما بود ، چشم دوخته است . پس من لقمهاى برداشتم و به او دادم . ابو جعفر طبرى مرا از اين كار منع كرد و گفت : چه كسى به تو اجازه داد كه هم بخورى و هم - به ديگران - بخورانى ؟ پس من شرمنده شدم .
ابن كامل گويد : پاكيزهخورتر از ابو جعفر نديدم . دست در كاسه مىكرد و لقمه برمىداشت و با همان لقمه جايى از ظرف را چنانچه با لقمه قبلى آغشته شده بود ، تميز مىكرد و جز يك جاى ظرف ، جاى ديگرى از آن را آغشته نمىكرد . هرگاه لقمه برمىداشت ، بسم اللّه مىگفت و دست چپش را بر محاسنش مىگرفت تا آلوده به چربى نشود و چون لقمه را در دهان خود مىگذاشت ، دستش را از محاسنش برمىداشت .
موقعى كه نشسته بود ، هرگز اخلاط سينه يا آب بينى او نمايان نمىشد و صداى دور افكندن آب دهان و خلط سينه از او به گوش نمىرسيد و هرگاه مىخواست آب دهان خود را پاك كند ، دستمال خود را بيرون مىآورد و اطراف خارجى دهانش را با آن تميز مىكرد . شاگردش ، ابن كامل نيز مىكوشيد كه در كردار از استادش تقليد كند ولى نتوانست به اين كار ادامه دهد .
طبرى با اينكه غذا را با ملاحظه و احتياط مىخورد ، امّا هرگاه دلش هواى خوردن چيزى مىكرد و پس از خوردن ، معدهاش سنگين مىشد از داروهاى هضمكننده
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 389
مساهمون: مصطفى الصاوي الجويني
ص٣٨٩