در كتابهايى مستقل ، ويژگيهاى انسانى و نبوغ علمى او را ثبت و ضبط كنند . همانگونه كه بعضى از شاگردانش از قبيل ابو بكر احمد بن كامل ، عبد العزيز بن محمد طبرى ، ابو اسحاق بن ابراهيم بن حبيب طبرى و ابو الحسن احمد بن يحيى بن علم الدين ، چنين كارى انجام دادند و پس از آنها قفطى به اين كار پرداخت و كتابى تحت عنوان التحرير فى اخبار محمد بن جرير تاليف كرد .
ويژگيهاى شخصيت طبرى
هرچند مسائل ساده و امور جزئى در زندگى اشخاصى كه مورد مطالعه ما قرار دارند در نظر سادهانديشان ساده و كماهميّت است ، امّا از ديدگاه پژوهشگران باريك انديش ، همين موارد جزئى به دليل آنكه بيانگر شخصيت انسان است ، حائز اهميّت و شايسته پژوهش است . بنابراين ، جلوههاى رفتارى و يا امور عادى در زندگى روزمره طبرى از نظرتان خواهد گذشت ، امّا از ديدگاه ما بيان اين امور از باب تحقيق بىطرفانه در شيوهء تفسيرى وى مىباشد ، كه در آينده بيان خواهيم كرد .
اكنون كه بحث به اينجا كشيد به بيان نكته ديگرى مىپردازيم و آن اينكه در دورانهاى كهن - براى نمونه قرن سوم هجرى كه زمان تحقيق در سيرهء استادمان طبرى است - شرححالنويسان ، وسايل امروزى را كه صدا و سيماى شخص را ضبط مىكند ، در اختيار نداشتند و تنها وسيلهء آنها سخن بود و براى تمام اهدافشان اين وسيله را به كار مىگرفتند و از اين طريق نماى برونى انسان را با تمام جزئيات و ويژگيهايش ، توصيف مىكردند و آنگاه با همين دوربين سخن ، به سراغ درون انسان مىرفتند و دربارهء گرايشها ، آثار روحى و احساسات شخص ، به اندازهء تلاش و شناخت خود سخن مىگفتند . ما نيز در بيان عادات و روش طبرى ، چه از لحاظ ويژگيهاى برونى و چه درونى بهطور يكسان بر همين وسيله تكيه كردهايم .
دربارهء چهرهء ظاهرى طبرى ، آنچه نقلشده اين است كه او ، قدبلند و لاغراندام و گندمگون بود ؛ چشمانى درشت و ريشى انبوه داشت و در زمانى وفات كرد كه هنوز موى