سرش كاملا سفيد نشده بود و سياهى ريشش بر سفيدى آن غلبه داشت . اين چهرهء ظاهرى با ويژگيهاى خاصّ ، وابسته به صنع آفريننده است و به اختيار طبرى نبود كه بتواند آن را تغيير دهد . امّا در مورد لباس و پوشش بر خلاف سليقه مردم رفتار مىكرد ، چنانكه شرححالنويسان مىگويند : هرگاه غذايش را مىخورد ، با پيراهن آستين كوتاه نخى كه از پنبه بافتهشده و با صندل و گلاب ، رنگ و معطر شده بود ، مىخوابيد .
طبرى دربارهء غذا خوردن روش ويژهاى داشت . غذا را انتخاب مىكرد و آن را به منظور زنده ماندن مىخورد و تناسب آن را با سلامت بدن و طبيعت معدهء خود رعايت مىكرد . ازاينرو ، تنها نانى را مىخورد كه آرد آن سفيد و گندمش شسته شده باشد . زيرا او عقيده داشت كه آفتاب و آتش و باد ، نجاست را پاك نمىكنند . گاهى در فصلش غورهء انگور و ميوهء نارس مىخورد و از انگور رازقى و انجير وزيرى و خرماى تازه ، فراوان استفاده مىكرد . گاهى شير گوسفندى را كه در بيابان چريده باشد ، مىخريد و صاف مىكرد و در ديگ ريخته ، روى آتش مىگذاشت تا بجوشد و قسمتى از آن بخار شود .
سپس در ميان كاسه ، نان ريز مىكرد و شير داغ را بر آن مىريخت ، صبر مىكرد تا سرد شود و روى آن آويشن و سياهدانه و روغن زيتون مىريخت و مىخورد . او گوشت چرب نمىخورد فقط گوشت قرمز مىخورد و آن را با مويز مىپخت ، زيرا معتقد بود كه چربى معده را سنگين مىكند .
طبرى عسل را به دليل خواصى كه براى حفظ سلامت دارد دوست مىداشت . از اينرو ، وقتى سليمان بن فهد موصلى عسل برايش هديه مىآورد ، از او قبول مىكرد و هنگامى كه طبرى درگذشت ، در خانهاش هجده كوزهء عسل يافتند كه برخى از آنها سرخالى بود و پر نبود . طبرى ، از خوردن يخ ، كنجد ، خرماى خيلى رسيده و عسلى كه از موم جدا نشده باشد ، خوددارى مىكرد .
بديهى است غذاهايى كه طبرى انتخاب مىكرد بر مبناى عقيدهاى بود كه دربارهء ارزش غذائى آنها داشت . ازاينرو ، از بعضى غذاها استفاده مىكرد و بعضى را نمىخورد . به عنوان مثال گاهى از « تمر » استفاده مىكرد ، و براى كسانى كه از آن زياد
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 388
مساهمون: مصطفى الصاوي الجويني
ص٣٨٨