خواهد بود كه با تلاشهاى گوناگون سعى مىشود ، متن پيرو فكر و اراده قرار گيرد .
جاحظ معتقد است كه هر متنى قابل تفسير و تأويل است ، زيرا زبان - هر زبانى كه باشد - انعطافپذير است و تأويل را مىپذيرد و اين چيزى است كه در تاريخ متون كتابهاى آسمانى ، نخست در تورات و سپس در انجيل و پس از آن در قرآن وجود داشته است .
اكنون كه ما در صدد تعيين دامنهء فعاليتهاى تفسيرى جاحظ برآمدهايم بايد توجه كنيم كه دامنهء اين فعاليتها بسيار گسترده است ، زيرا در مرحلهء نخست ، زمينههايى را دربر مىگيرد كه جاحظ بهطور مستقيم در آن ، متون قرآن و حديث را مورد تفسير و تأويل قرار مىدهد . چنانكه در مرحلهء دوم شامل زمينههايى مىشود كه مستقيما تفسير آنها را اراده نكرده ، ليكن متون در هر شرايطى كه بهكار گرفتهشده ، رنگ معنوى همان شرايط را به خود گرفته است از قبيل رنگ كلامى يا ادبى يا علمى . . . .
در اين زمينه ، ابزارها و هدفهايى وجود دارد ، ابزارها براى بررسى متن ، و هدفها به منظور فهميدن معناى اين متن .
دربارهء وسايل و ابزار ، نخست جاحظ را مىبينم كه متن قرآن را مورد بررسى قرار مىدهد و سپس به بيان عواملى مىپردازد كه متن را به محيط مادّى يا معنوىاش مرتبط مىسازد . در بررسى ادبى منظورش توثيق متن قرآن - در صورتىكه ايرادى بر آن گرفته شود - و نيز تأكيد دربارهء واقعيت حوادثى است كه قرآن نقل مىكند و سپس اشاره مىكند كه آنچه موجب نارسايى تفسير مىشود ، تمايلات نفسانى مفسّر است .
امّا در مورد متن حديث مىگويد : براى هر حديثى زمينهها و شرايط ويژهاى است ، در حالى كه احاديث بدون در نظر گرفتن اين شرايط به ما رسيده است .
جاحظ در روش انتقادى خود دربارهء حديث ، برخى از احاديث را بر حوادث تاريخى كه تصديقكنندهء آن باشد عرضه مىدارد و با اين عمل مىكوشد آن را به زمان خودش نزديك سازد و چون متن قرآن در درجهء اوّل وثاقت است و احاديث در معرض جعل و تكذيب قرار دارد ، جاحظ به منظور توثيق متن حديثى ، راه اهل حديث را كه
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 357
مساهمون: مصطفى الصاوي الجويني
ص٣٥٧