تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
كند : « خداى متعال براى مردمى كه مىشنوند مىفرمايد : « كر و لال و كورند ، پس به هدايت برنمىگردند » و اين به عنوان مثل گفته شده است . و نيز فرموده است : « ويژگى كسانى كه كافر شده‌اند مانند حالت حيوانى است كه وقتى صدايش مىكنند ، نمىفهمد و جز صدا چيزى نمىشنود . اينها نيز كر و لال و كورند ، زيرا خردشان را به كار نمىاندازند » « 1 » و تمام اينها براساس آن چيزى است كه ما پيشتر آن را تفسير كرديم و نيز مىفرمايد : « و كسانى كه چون به ياد آيات پروردگارشان مىافتند چشم و گوش بسته به آن ننگرند . » « 2 » و نيز فرموده است : « من شما را فقط به وسيلهء وحى بيم مىدهم و افراد ناشنوا وقتى كه انذار مىشوند نداى حق را نمىشنوند . » « 3 » جاحظ وجه شبه را در تشبيه تمثيلى چنين شرح مىدهد : « خداى عزّ و جلّ فرموده است : « وضع آنان كه جز خداوند براى خود دوستانى گرفته‌اند مانند وضع عنكبوت است كه خانه مىسازد و سست‌ترين خانه‌ها ، خانهء عنكبوت است ، اگر آنان بدانند . » و درپى اين آيه فرموده است : « و ما اين مثالها را براى مردم مىزنيم ، در حالىكه در اين امور نمىانديشند مگر دانايان » منظور از اين مثل بيان سستى بناى عنكبوت است ، نه استحكام آن در امورى چون دقّت و انبوهى و لطافت و پردوامى و اعتدال زمينه و طولانى بودن عمر آن‌كه مرور زمان بر آن تأثير نمىگذارد و از دستبرد حوادث محفوظ مىماند . » « 4 » جاحظ مىگويد : اين آيه از باب مثل است و اين سخن نيز چنان‌كه پيشتر اشاره كرديم از درهم‌آميختگى اصطلاح بلاغى نشأت گرفته است . و - روش كنايه : شايد آخرين صورت بيان قرآنى و حديثى از نظر جاحظ كه ما آن را نقل كرديم ، بيان كنايى باشد ، اگرچه او اين كنايه را شرح نكرده است : « به محلّ غايط : خلا ، مذهب ، مخرج ، كنيف ، حشّ « 5 » ، مرحاض و مرفق گفته مىشود و تمام اين كلمات
هامش
( 1 ) - بقره / 171 . ( 2 ) - فرقان / 73 . ( 3 ) - انبياء / 45 . ( 4 ) - همان مأخذ ، ج 5 ، ص 409 . ( 5 ) - حش به ضم : نخلستان و بوستان ، در گذشته عربها هنگام قضاى حاجت به اين دو پناه مىبردند . همان مأخذ ، پاورقى ، ص 295 .
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 354 | مصطفى الصاوي الجويني / موسى دانش / حبيب روحانى