تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
كنايه و اشتقاق است و همچنين اين كنايه‌ها دليل بر آن است كه اهل ادب به شدّت از فرومايگى و بدزبانى گريزانند . از يزيدى « 1 » نقل شده‌ست : رجع الرّجل من الرّجيع : « آن مرد از ترديد برگشت » . ابو العاصى از يونس نقل كرده است كه گفت : منظور از « رجيع » تكرار سخن ، رفت و بازگشت در سفر و نشخوار لقمه است . خداى تعالى فرموده است :
وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ
« 2 » ، « سوگند به آسمان صاحب باران . » شاعر هذيلى به نام متنخلّ گفته است :
ابيض كالرّجع رسوب اذا * ما ثاخ فى محتفل يختلى
« شمشيرى است كه مانند بركهء آب در رفت‌وآمد مىدرخشد و هرگاه فرودآيد و در گوشتها پنهان شود ، قطع مىكند . » در حديث آمده است : وقتى كه به شام رفتيم ، ديديم كه مستراحهايشان را رو به قبله ساخته‌اند ، ما در وقت قضاى حاجت از قبله منحرف مىشديم و از خدا معذرت مىخواستيم . » « 3 » در اينجا اشاره‌اى گذرا به كنايه شده است ، بدون آن‌كه تحليل و يا بررسى ادبى از جنبه‌هاى استحسانى اين كنايه صورت گيرد . جاحظ برخى از كسانى را كه تعبيرات كنايى قرآن را تأويل مىكنند ، تخطئه كرده است : « دربارهء اين سخن خداوند : « گنهكاران به پوستهاى خود مىگويند : چرا به زيان ما
هامش
( 1 ) - ابو محمد يحيى بن مبارك نحوى و لغوى ، اهل بصره ساكن بغداد ، شاگرد ابو عمرو و خليل استاد ادب فرزندان يزيد بن منصور حميرى و نيز استاد مأمون در سال 202 با هفتاد و چهار سال سن در خراسان از دنيا رفت . الحيوان ، ج 5 ، پاورقى ، ص 295 . م . ( 2 ) - طارق / 11 . ( 3 ) - الحيوان ، ج 5 ، ص 295 - 296 ، راغب اصفهانى در المفردات فى غريب القرآن مىنويسد : « رجع » كنايه از باران است ، زيرا ابر باران را بالا مىبرد و سپس آن را برمىگرداند . همان كتاب به تحقيق محمد سيد گيلانى ، چاپ البابى حلبى .