گواهى داديد . » گفتهاند : جلود كنايه از فروج است . گويى اين شخص توجه ندارد كه سخن گفتن پوست بدن از شگفتترين شگفتيهاست .
دربارهء اين سخن خداوند : « عيسى و مادرش به حكم بشريت غذا مىخوردند » « 1 » گفتهاند كنايه از غايط است . اينها گويى توجه نكردهاند كه در خود گرسنگى ، عجز و ناتوانى ، ذلت و تنگدستى و نيز نياز به غذا نهفته است و همين دليل براى نشان دادن اين كه عيسى و مادرش مخلوق خدا هستند ، كافى است و نيازى نيست كه با سخن گفتن دربارهء عيسى چيزى ادّعا كرد كه خداوند از ذكر آن خوددارى كرده است . » « 2 »
بنابراين ، اين عبارات به اسلوب بيان حقيقى است نه مجازى كه زياد كاربرد ندارد .
اين تحقيق جاحظ اگرچه از وجود اختلاف در تعيين نوع اسلوبهاى قرآنى حكايت مىكند ، امّا اين را نيز مىفهماند كه اين بررسى از ديدگاه وى از باب بررسى بيانى است كه مىخواهد از طريق نظم قرآنى ، اشكال ايرادكنندگان را پاسخ دهد . و يا به منظور روشن ساختن تأويلات نادرستى است كه در اينجا آمده است .
در پايان اين تحقيق ادبى جاحظ ، لازم است با اطمينان اقرار كنيم كه اين بحثها از كتابى گرفتهشده كه او دربارهء احتجاج قرآنى داشته و مفقودشده و روش او در اين مباحث ، احتجاج و محاوره بوده ، در حالىكه به بيان عربى آشكار توسل جسته و در شواهد ادبى و سخنان بليغ قرآن تحقيق كرده است .
پايان بحث
تأويل از نظر جاحظ به دو معناى متضاد آمده است ، يكى اينكه معناى متن ، تابع اراده و انديشهء انسان قرار گيرد . ديگرى تفسير لغوى نزديكى است كه معناى لفظ به آن اشاره دارد و اين هر دو معنا نزد عقلگرايان و فرقهء معتزله ، بويژه در مكتب جاحظ مورد پذيرش است ، زيرا ، گاهى متن ، انديشهء اعتزالى را تأييد مىكند و اين همان تفسير لغوى نزديك مىباشد ، امّا اگر متن با انديشهء اعتزال تناقض داشته باشد به معناى نخست
هامش
( 1 ) - مائده / 75 .
( 2 ) - الحيوان ، ج 1 ، ص 344 .