زبانش را بيرون مىآورد ، جز اينكه لهله زدن او از نظر شدت و ضعف تفاوت مىكند . » « 1 »
هرچند هدف جاحظ از اين تحليل دربارهء وجه شبه ، دفاع از تشبيه قرآنى است ، بدون شك از راه اين گسترش ادبى و تحقيق زيباشناسى ، نمونهاى براى تحقيق بيانى خود ارائه داده ، كه در ميان دفاعها و جدالهاى او كمتر ديده مىشود .
جاحظ از يك مثل قرآنى ياد مىكند : « خداى عزّ و جلّ با تشبيه اهل زبان به زنان و كودكان ، مثلى براى ناتوانى زبان و كندى بيان آورده و فرموده است : « آيا كسى كه در زر و زيور پرورش يافته و در مجادله بيانش غير روشن است ، لايق فرزندى خدا مىباشد ؟ « 2 » » به همين مناسبت نمر بن تولب چنين سروده است :
و كلّ خليل عليه الرّعا * ث و الحبلات ، ضعيف ملق
« هر دوستى كه گوشواره در گوش و آرايشى دلربا دارد ، ناتوان و چاپلوس است . »
رعاث : گوشواره .
حبلات ، جمع حبله : « هر چيزى از زيورهاى نيكو كه زن خود را به آن ، مىآرايد . » « 3 »
جاحظ چند مثل ديگر را يادآورشده كه از آن دسته اين سخن خداوند است : « و در بهشت درنمىآيند كفّار ، مگر اينكه شتر در سوراخ سوزن داخل شود » « 4 » « 5 »
جاحظ در اين رشته گفتار ، آنچه از باب كنايه است در باب مثل آورده ، بنابراين ، جملهء :
أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ
كنايه از « نساء » است و داخل شدن شتر در سوراخ سوزن هم كنايه از محال بودن يا بعيد بودن كارى است ، ليكن ما تنها به اين موضوع تأكيد مىكنيم كه در اصطلاح بلاغى عصر جاحظ ، نارسايى وجود داشته است .
جاحظ بلافاصله به تشبيهات يا مثلهاى قرآنى اشاره مىكند و دوست دارد كه آنها را به اين نام بنامد و بعضى از آنها را در باب تشبيه و بعضى ديگر را در باب استعاره وارد
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 2 ، ص 15 - 17 .
( 2 ) - زخرف / 18 .
( 3 ) - البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 12 .
( 4 ) - الحيوان ، ج 5 ، ص 529 .
( 5 ) - اعراف / 40 .