تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
چنين فرضى به دلائلى كه پس از اين خواهد آمد بعيد به نظر مىرسد ، ولى به‌هر حال سخن جاحظ ، راجع به مثل در اين‌جا مانند يكى از مباحث تحقيق بيانى است و جايى براى جدال در آن نيست . در يك گفتگوى جدلى ، جاحظ ، مثلهايى را كه به اصطلاح او در حديث وجود دارند ذكر مىكند و در عين حال متونى را روايت مىكند كه در آنها مثل زدن به شيطان را به اثبات مىرساند . براى نمونه به اين متن توجه كنيد : « پيامبر روزى به مردى نگاه مىكرد كه كبوترى را در حال پرواز تعقيب مىكند . به او فرمود : « شيطانى در حال تعقيب شيطان است . » حال به ما بگوييد كه آيا ممكن است از ميان تمام ساكنان روى زمين ، كسانى كه داراى كبوتر هستند در حقيقت از شياطين و يا از فرزندان آنها به شمار آيند يا اين‌كه گمان مىكنيد ، آنها ابتدا انسان بوده‌اند و سپس مسخ شده و به صورت جنّ درآمده‌اند ؟ و يا اين‌كه گفتار پيامبر صلى اللّه عليه و إله دربارهء آن مرد از باب ضرب المثل بوده است ؟ همچنان‌كه خداوند از « شياطين جنّ و انس » ياد كرده است . و نيز مانند گفتار عمر در اين جمله : « شيطان او را قطعا از گلويش جدا مىسازم » و همچنين است شعر منظور بن رواحه :
فلمّا اتانى ما يقول ترقّصت * شياطين رأسى و انتشين من الخمر
« وقتى كه آمد آن‌چه به من گفت ، باعث شد كه شياطين بر سر من به رقص آيند و از باده سرمست گردند » . ابو الوجيه عكلى نيز گفته است : آن عمل ، وقتى بود كه شيطانم بر من سوار شد . گفتند : مقصودت كدام شيطان است ؟ گفت : خشم . عرب هر مارى را شيطان مىنامد . چنان‌كه اصمعى سروده است :
تلاعب مثنى حضرمىّ كأنّه * تعمّج شيطان بذى خروع قفر
« ناقه در گردنه كوههاى حضرموت مىچرخد ، مانند پيچش مار در بيابان ، به دور بيد انجير . » عرب گفته است : او شيطان حماطه است ( منظور مارى است كه به درخت انجير كوهى علاقه دارد ) . گاهى مىگويند : او شيطان است و از آن زشتى را اراده مىكنند و گاه مقصودشان از شيطان ، هوشمندى و زرنگى است . از عربى نقل‌شده كه در يكى از