تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
يا ليلة لى بحوارين ساهرة * حتّى تكلّم فى الصّبح العصافير
« به ياد شبى كه در حوارين بيدار مانديم تا آن‌جا كه در سپيده‌دم ، گنجشكان به سخن درآمدند . » شاعر ديگر نيز سروده است :
و غنّت الطّير بعد عجمتها * و استوفت الخمر حولها كملا
« پرنده پس از گنگى به آواز درآمد و شراب ، سال كامل خود را به پايان رسانيد . » كميت چنين گفته است :
كالنّاطقات الصّادقا * ت الواسقات من الذّخائر
« همچون شترانى كه به راستى سخن مىگويند و آبستن گنجها مىباشند . » شاعر در اين‌جا بيان كرده است كه پرنده برحسب نيازش سخن مىگويد . جاحظ نيز با اين بيان منطقى و مبسوط ، شرح مىدهد كه چگونه قرآن و شعر و سخن عرب بيان مىكند كه پرنده سخن مىگويد : « براى پرندگان منطقى وجود دارد كه به آن وسيله هر كدام نياز خود را به ديگرى مىفهماند و لازم نيست بگوييم : پرنده سخن زايدى داشته و نياز پيدا نكرده كه آن را به كار ببرد و نيز لازم نيست كه معانى آن به مقدار نيازش بوده باشد . . . . پس اگر كسى بگويد : آنچه پرندگان دارند ، نطق نيست ؛ در پاسخ گفته مىشود : قرآن ، خود اظهار كرده است كه نطق است ، و در اشعار و همچنين در سخن عرب از آن به نطق تعبير شده است . بنابراين ، اگر شما آن را از حدّ سخن خارج مىدانيد و گمان مىكنيد كه زبان مرغان نيست ، بدان سبب است كه آن را نمىفهميد ، چنان‌كه سخن امّتهاى ديگر را هم نمىتوانيد بفهميد و اگر بگوييد : سخن آنها نامفهوم است . پس ناچار بايد بپذيريد كه همين ، سخن و منطق آنهاست و مردم ديگر هم كه سخن شما را نمىفهمند مىتوانند سخن شما را از محدودهء بيان و منطق خارج بدانند و آيا جز اين است كه چنين سخنى از آنها به معناى تفهيم نياز برخى به برخى ديگر است ؟